امام اعظم رح چگونه شخصیت بود؟

2009-01-24 16:41

 

برگردان:دکتر صاحبنظر مرادی:23جدی1387

امام اعظم (رح) وهویت ملی

نویسنده:  امام علی رحمن رییس جمهور،جمهوری تاجیکستان

از روزنامه جمهوریت،ارگان نشراتی حکومت تاجیکستان

در تاریخ ملی وپر غنای تمدن خلق تاجیک، بخصوص دوره اسلامی آن شخصیتها ونوابغ زیادی ظهور نموده اند. که در تشکل وتکامل فرهنگ، هویت واصالت ملی نقش بی نظیری را بجا گذاشته اند.از برکت زحمات وکارنامه پر وسعت وبشر دوستانه آنها سرشت فطری وهویت تاریخی وفرهنگی ملت ما حفظ شد وبرای انکشاف آینده آن زمینه های مناسبی  بوجود آمد. هر قوم وملتی به ارزشهای تاریخی خود همیشه نیاز مندی  دارد.واز این ارزشها پیوسته وعاقلانه برای تربیه اخلاقی و معنوی نسلهای آینده استفاده میگردد. با رایج گردیدن دین مبین اسلام، برای خلق تاجیک روزنه ای به جهان دیگر گشاده شد،و فرهنگ ملی با فرهنگ اسلامی آمیزش رنگینی پیدا کرد. ارزشهای تاریخی خلق تاجیک به نوبه خود، فرهنگ اسلامی را بازهم غنی گردانید. در امرخیر ایجاد این ارزشهای ملی وتاریخی  فرزندان بزرگ خلق تاجیک- امام محمد اسماعیل بخاری،آل برمک،یعقوب وعمرولیث صفاری، طاهر پوشنجی ،آل سامان بخصوص نماینده این خاندان با فضیلت، اسماعیل سامانی نقش برجسته وبرازنده ای دارند. درین سلسله زرین فرزند فرزانه خلق تاجیک امام ابوحنیفه نعمان ابن ثابت که بنام" امام اعظم" شهرت دارد، نیز مقام خاصه ایرا صاحب میباشد. کارنامه این شخصیت بزرگ ونابغه اصیل در دنیای علمی ومعانی تا به هنوز اسرار زیادی نا گشوده دارد،که پژوهش دامنه داری را تقاضا میکند. تا امروز روی مسایلی چون: وطن اجدادی ،نسب وکنیه امام اعظم بحث ومناظره ها ادامه دارند. تاکید این حقیقت به مورد است که اکثر مولفین پیشین ومحقیقن معاصر اعتراف میدارند،که امام اعظم بدون شک وشبه اصلا تاجیکی از سرزمین تمدن خیز خراسان بزرگ،صحیح ترگوییم از شرق این خطه بزرگ بوده است،که درآنجا اجداد اصلی تاجیکان زندگی داشتند وفرهنگ پربار جهانشمولی را ایجاد نموده اند.

مهمتر از همه عصرهای (5 و6) میلادی مرحله ای بود که درآن روند انکشاف تمدن خلق تاجیک وسعت تازه ای گرفته بود.امام اعظم واهل خانواده اش از اشراف زاده گان تاجیک محسوب میگردید.طبق اسناد تاریخی این خانواده شریف وبانفوذ در خطه کابلستان تاریخی یابامیان زاده شد ومطابق بعضی معلوماتها در مرو یا شمال باخترهم اقامت داشته است. بعد از آنکه فتوحات اسلامی به شرق خراسان توسعه یافت،در آغاز سالهای شصتم قرن هفتم میلادی کابل فتح گردید. بر اثر این تحول بابای ابو حنیفه- مرزبان، سرور با نفوذ قوم،اسیر گرفته شد.ولی او بعدا به شرافت دانش وخرد بزرگش سزاوار عنوان مولای قبیله عربی بنی تیم گردید. قابل ذکر است که این خاندان با وجود شرایط نهایت نا مساعد ونا گوار روزگار، خردمادرزادی وازلی را درضمیر خویش محفوظ داشت. چنین برخورداری از معرفت تا بدورانی ماندگار شد،که فرزند مرزبان،ثابت به کوفه نقل مکان نمودودرین شهر فارس تباران زیسته و ثروتمند گردید. ابوحنیفه هم سرمایه علمی برداشت و هم سرمایه مادی. قابل ذکرست که درین شهر، آریایی تباران زیادی عمر بسر میبردند. همین بود که روز وروزگاراین مردم به تقویت اصالت وهویت قومی وتاریخی خاندان ثابت نیز مساعدت نمود.

بایست تاکید کرد، که سالهای (60-90) عصر هفتم برای دین مبین اسلام دوره نهایت حساس بود.خلافت عرب به بزرگترین دولت زمان تبدیل یافت،که آن قلمرو وسیع مضافات ومناطق پیشرفته سراسر جهان را فراگرفته بود.اکنون بنا بر تحولات اجتماعی ضرورتی پیش آمده بود که پهلوهای زیاد روزگار مردم به نظم آورده شوند. چنین رسالت را تنهادین مبین اسلام با مقرراتی شرعی خود درهمان دور به انجام رسانیده میتوانست. بنابرین آن به آزمایش وامتحان بزرگ مواجه گردید. درین مرحله کتاب آسمانی قرآن کریم واحادیث نبوی دستور بزرگ زندگی مسلمانان بودند، ولی گذشت روزگار مسایل زیاد ونو به نوی اجتماعی را درپیش روی انسانها قرار میداد. یعنی نظام جامعه پیوسته اصلاحات وتکامل را تقاضا داشت.بی سبب نیست که مبارزه دینی، معنوی ،سیاسی و اجتماعی جریان گرفته،در نتیجه کلام ،فلسفه وتصوف ظهور نمودند.

در چنین دوران سرنوشت ساز در روز اول بهار- نوروز عجم در خاندان ثابت فرزند یگانه وصالحی بدنیا آمد،که اورا "نعمان" نامیدند.این طفل معصوم که از ابتدا خوش منش وجسور بود،بصورت هوشمند وآزاده بکمال میرسید. قرآن کریم را در ایام نورستگی خود حفظ کرد وعلوم دیگر را از استادان معروف وفاضل دورانش فرا گرفت. بعدا شغل اجدادی را پیشه نمود.در پانزده سالگی همراه قبله گاه خود به زیارت خانه خدا مشرف شد. در فاصله این فرصت مناسب با یکی از اصحاب حضرت رسول اکرم(ص) ملاقات نمود واین صحبت مفید اورااززمره "تابعین" گردانید. آموزش فراگیر درنزد فقیه مشهور حماد بن سلیمان اورا به مرتبه بلندی رسانید. بزودی درزندگی او چرخش قطعی رخ داد.:اوزندگی خودرا تماما به آموزش علوم اسلامی بخشید. میدان اصلی آموزش وتلاشهای او"کلام" بود.  این زمانی بود که بحث کلامی محور تلاشهای علمی وعقلانی علما محسوب میگردید. اهل علم ومعرفت درمحفلهای خویش تحقیق کلام را به موضوع اساسی بحث ومناظره خود قرار میدادند.ابو حنیفه درین بحثها  شرکت مینمودونقش بکر وفعال وسخن قطعی خودرا داشت. همین بود که در مدت کوتاهی بلند ترین مقام علمی راکسب نمود. بخش عمده آثار امام  اعظم موضوعات کلامی را در بر میگیردو اولتر از همه نیروی بزرگ تفکر کلامی اورا افاده میکند. استادش حماد قبل از وفات خود سروری حوزه علمیه کوفه را به ابو حنیفه واگذار نمود. ازین پس دوره کمالات ایجادی امام اعظم فرارسید.که درآن ایام بیش از 700 نفر شاگرد داشت.

امروز زمانی فرا رسیده است،که اندیشه ها وعقاید کلامی این متفکر بزرگ اسلام مورد آموزش وبررسی عمیق وهمه جانبه قرار گیرند.این وظیفه شرافتمندانه محقیقان امروز وآینده است. ماباید میراث معنوی گذشته شخصیتهای برومند علمی،دینی،ادبی،سیاسی واجتماعی خلق خود را  خوب بشناسیم وبا استفاده از آثار غنی وبا ارزش آنها جامعه امروز را در روحیه احترام به گذشتگان تربیه کرده وبدینوسیله یک دولت آزاد،آباد وعاری از تعصب واختلاف ایجاد نماییم. جهان معنوی جوانان خودراغنی سازیم، زیرا آینده کشور ودولت به شخصیت،دانش،جهان بینی وخود شناسی ملی آنها سخت وابسته میباشد. به اعتراف همه گان میدان اصلی کارنامه بزرگ وتاریخی امام اعظم فقه، یعنی علم شریعت بوده است. توجه ورجوع اوبه فقه امر قانونی بود:با فراگیری عمیق وکامل علوم اسلامی او واضحا درک نمود که فقه طرز صحیح ودرست معیین نمودن وتطبیق ساختن احکام قرآن وسنت رسول اکرم(ص) در حیات امت اسلامی میباشد ،که با انبوه عظیم وروز افزون مسایل،مشکلات وپیچیدگیهای اجتماعی وعقیدتی- فکری روبه رو بود وبدستور صحیح نیاز داشت.

طبیعیست که منبع اساسی وبنیادی نظام فقهی اسلام احکام قرآن کریم بود،که چارچوب شریعت اسلامی را معیین میسازد.ولی شناخت ودرک صحیح آن جدوجهد واقعی وپیوسته را تقاضا مینماید.امام ابو حنیفه این امر را بهتروبیشتر از سایر مجتهدین درک نمود ودرین جاده تلاش وپیکار خستگی ناپذیری داشت. اودرین راستا از منابع زیادی استفاده نمود.از افرادآگاه آموخت.بارها با مراکز مهم علمی دینی سفر کردودست آوردهای آنها را مورد بهره برداری قرار داد. در نتیجه امام نمونه عبرت بخش، شخصیت متعهد و بزرگ ،صدیق ،خداشناس وخدا ترس گردید. او با کمال مسئولیت وصدق کامل در اساس قرآن مجید،احادیث نبوی وسنن پیامبر بزرگ اسلام(ص) رفتار واجتهاد میکرد.

حضرت امام خصلتهای حمیده ای داشت. کم سخن میگفت،آزاده وبا مناعت میگشت،مدح وخود نمایی را دوست نمیداشت. نصیحتش این بود که سلطان زمان را احترام بگذارید ودر پیشش دروغ نگویید. سخاوت پیشه باشید،از سخن حق استحاله نکنید ،هرچند در روبرویتان شاهنشاه ایستاده باشد.

امام ابو حنیفه روش دقیق واحتیاط کارانه را در مورد سنت بحیث مصدر دوم فقه اسلام همچون قانون زندگی مسلمانان انتخاب نمود.این امر قبل ازهمه بیانگر صدق قلبی اوبه سنت بود. همزمان باید در نظر داشت که آنزمان هنوز علم حدیث پوره تشکل نیافته و"حدیثهای صحیح" تدوین نگردیده بودند. علاوه برآن در شرایط شدت روز افزون مبارزه سیاسی ومخالفتهای دینی امکان عملی تغیر وتعبیر ناصحیح وتحریف احادیث موجود بود.

طوریکه معلومست، اجماع همچون حکم دسته جمعی مجتهدین پس از احکام قرآن وحدیث، سر چشمه سوم فقه اسلامی دانسته میشود.اما روند اعتباری مستقل شرعی کسب نمودن آن خیلی پیچیده بود واین پدیده در شرایط برخوردهای شدید فکری آنزمان جریان داشت. درین راستا مسایل زیاد،قبل از همه معیار واضح و حقیقی اجتهاد،صفات مجتهد،حد رای،تهیه وتصویب اجماع از موضوعات بحث بر انگیز طولانی بودند.اجماع در نوبت خود در شکل گیری ورشد فقه اسلامی همچون نظام فراگیر وموثر حقوقی نقش با ارزش وتاریخی داشت.اجماع به رشداندیشه اسلامی مساعدت نمود،روحیه ایجاد وخلاقیت را تقویت بخشید،بنیاد علمی وعقلانی نظام فکری اسلام را نیرومند ساخت.سازندگی،پیشرفت ورشدرا به سمتهای مهم زندگی اجتماعی مسلمانان تبدیل نمود.ازینجهت خدمت ابوحنیفه در موردآنکه به اجماع ازحیث اعتبار همچون سرچشمه قانونگذاری اسلام مقام مستقل داده است، خیلی بزرگ میباشد. برای ما معلومست که تمدن اسلامی در عصرهای نهم ودهم رشد ونمو یافته،جامعه اسلامی به جامعه پیشرفته جهانی تبدیل گردید.درهمین رویه اجماع مورد استفاده وسیع قرار گرفته بود و"درهای" اجتهاد باز بوده اند.

بخش فعال ونیرومند جامعه ارزشهای بزرگ پیشینه وزمانه راهضم کرده و درتلاش تامین مقام پیشاهنگی خود بود،ولی این واقعیت رانمیتوان نادیده گرفت که اجماع با مشکلات معینی عینی وذهنی مواجه بود.

اولا، بنا برحساسیت مسئله های دینی، دستیابی به اجماع دینی امر نهایت مشکل بود.بخصوص در دورانی که صحابه کرام وتابعین فعال واعتبار دینی واجتماعی آنان واضح ومسلم بود.

دوم، دایره مسایل وموضوعات اجماع نسبتاً محدود بود.

سوم، تطبیق وعملکرد اجماع برای امت اسلامی بنابر گسترش قلمرو اندیشه وشدت روز افزون اختلاف وضدیتهای عقیدتی- فکری واجتماعی یکسان وعمومی نبود.

چهارم،  تشکل اجماع بصفت یکی از مهمترین سرچشمه های  فقه اسلامی درشرایط پیدایش وشکلگیری رویه های مفکوروی(کلام وفلسفه) وساحات مهم علوم سنتی بشمول تاریخ،جغرافیه،نجوم،ریاضیات،طب وغیره جریان میگرفت.این امر البته به مضمون،چارچوب موضوعات وخصوصیتهای اجماع تاثیرات عمیق داشت.

پنجم، اجماع افاده واضح ضرورت تاریخی وحیاتی پاسخ گفتن به تحولات وتغیرات وپدیده های نوین اجتماعی بود،که آنها مضمون پیچیده وناروشن داشتند واین امر تعبیر وتوصیف عینی آنها رامشکل میساخت.با توجه درعوامل ذکر شده وتقاضای روز افزون جامعه امام ابوحنیفه بیش ازپیش به استفاده از سرچشمه  دیگر فقه اسلام-  به قیاس دست زد.در همین زمینه قیاس به میدان فراختر ووسیعتر استفاده از دلایل منطقی وعقلانی تبدیل یافت.

ازهمین دوره ببعد از چهارسه حصه دانشهای مربوط به فقه،که ازقرآن وسنت گرفته شده اند، به اندیشه های امام اعظم مربوط میباشند. طوریکه انتظار میرفت قیاس مورد بحث وحتی اختلاف وضدیت گروههای داری نظرات خاص وشناخت دگماتیستیکی از هستی گردید،که درحل وفصل مسایل فقهی آنها اصلاً جانبدار استفاده تقلیدی وظاهری احکام قرآن واحادیث بوده اند. قیاس با احکام ونکاتی پیوند طبیعی ومنطقی داشت.مسایلی که درحل وفصل آنها قیاس مورد استفاده قرار میگرفت،ذاتا دارای خصلت ومضمون مشترک،مشابه وگذشته ازین به عملیه اجتماعی نهایت نزدیک میباشند. بخصوص باید تاکید نمود،که سرچشمه بنیادی واصلی قیاس احکام قرآن واحادیث پیامبر اکرم(ص) میباشد. قیاس پیوند ذاتی واصولی آنانرا حفظ نموده همزمان تابشها ومرکبات ساختاری اجتماعی بشررابیشتر وبهترمد نظر میگرفت ودر تنظیم پهلوهاو بخشهای پیچیده آن نقش مو ثر کسب مینمود.

پیوند عمیق و روز افزون قیاس در فقه اسلامی تدریجا به آن مساعدت کرد.که نظام تشکل یابنده فقه خصلت نسبتا وسیعتررا کسب نماید.به شرافت آن تمدن اسلامی نیروی عظیمی گرفته،وآثار وارزشهای بزرگ بشری رابخود جذب نمود.

  امام ابو حنیفه با نبوغ وذکاوت فکری خویش بدرستی دریافت که، عرف وعادت وعنعنات مردمی نیز میتوانند سرچشمه موثر تنظیم زندگی وعموماً اجتماعیات انسانها گردند. این ارزشها حاصل تجربه طولانی بوده در مسیر تاریخ با ذکاوت و خرد انسانی و تحمل پذیری اجتماعی آن تکمیل یافته اند. طبیعیست که مضمون تاریخی اجتماعی و معنوی آنها مرکب و بعضاً ضدیت ناک است. این اصل مضمون واقعی و واضح انسانگرایی دارد. آنها در مفکوره تاریخی و جهان شناسی اجتماعی ملت و خلقیتها مقام با ارزشی را صاحب میباشند.

این واقعیت مهم بود که،معیار وارزشهای آنهااکثرا با اصول وارزشهای ادیان بزرگ جهان،وقبل از همه دین مبین اسلام مطابق داده میشدند.با درک وشناخت واضح این امر امام اعظم کاربرد واستفاده وسیع این نهادهای موثر اجتماعی را صلاح ومطلوب میدانست.قابل ذکر است که این امر عامل نهایت مهم تشکل وگسترش مذهب حنفی گردیده و موجب تبدیل یافتن آن به بزرگترین مذهب در دین اسلام گردید. کاربرد وسیع اصول ،شیوه ها ونهادهای مذهبی امام اعظم در چارچوب مکتب فقهی او نقش موثر وطولانی داشت.تشکل چنین مکتبی ازخدمات تاریخی امام اعظم است. شاگردان ونماینده گان معروف آن،قبل از همه امام ابو یوسف وامام محمد شیبانی در گرد آوری وشکل دهی وگسترش نظام عقیدتی وفکری او نقش بزرگی داشته اند. به شرافت این خدمات آنها این نظام حفظ شد،پابرجا ماند وتکامل یافت. همزمان نقش آنها دررشد اساسات فقهی وبخصوص تطبیق عملی اصول نهاد های آن در ساحات گوناگون زندگی اجتماعی،تاریخی ومعنوی نا ستردنیست.تشکل وتحول تاریخی مذهب حنفی به ضرورت تنظیم بهتر ووسیعتر امور اجتماعی وابسته بود.این نیاز تاریخی تدوین احادیث صحیح را امر واقعی نمود.که نتیجه مطلوب آن سلسله ای کتابهای جامع حدیث صحیح بود. نمونه برجسته آنها "جامع الصحیح" فرزند بزرگ خلق تاجیک امام اسماعیل بخاری(رح)  میباشد. این واقعیت را نباید فراموش نمود،که اکثر مرتبان وتدوین کننده گان مجموعه های معتبر واعتراف شده احادیث صحیح نماینده گان خلق تاجیک بوده اند. تدوین این مجموعه ها بنیاد دینی- حقوقی فقه اسلامی وبخصوص مذهب فقهی امام ابو حنیفه را بصورت جدی تقویت بخشید. مواخذ گوناگون تاریخی گواه اند که،امام اعظم ومذهب فقهی اودر حفظ وتقویت اصالت قومی- ملی ،هویت تاریخی وارزشهای فرهنگی خلقهای شامل خلافت اسلامی نقش بزرگ تاریخی داشته اند. اگر امروز خلقهای مسلمان دارای اصالت وهویت تام،زبان ،فرهنگ،عرف وعادت وسنن وعنعنات خاص ناتکرار تاریخی فعایت با ثمر وسازنده داشته باشند، پس درین امر خدمات ارزنده این بزرگمرد ومذهب او خیلی خوب واضح میگردد.

خدمات امام اعظم بخصوص در حفظ وتقویت اصالت تاریخی وفرهنگی مردم مابیسابقه بزرگ وشایسته قدردانیست.دوره زنده گی امام اعظم وتشکل مذهب فقهی او مرحله تاریخی نهایت حساس ونازک به شمار میرفت. این دوره ای بود که زمینه های مناسب برای تشکل وانکشاف دولتداری ملی موجود نبود. اصول وارزشهای ملی باسبب رواج سیاست افضلیت خواهی وماهیتاً امپراتوری خلافت عملا ردمیشدند.جریانها وسازمانهای افراطی وتند رو دینی فعالیت گسترده ای داشتند. حلقات بزرگ اشراف واعیان محلی اصول وارزشهای فرهنگی حاکم را پذیرفته اصالت ملی- تاریخی خودرا از دست میدادند.اصالت خلقهای باستانی وصاحب تمدن به سرعت کاهش مییافت. فقط چند عامل،پیش از همه شیوه های استوار فرهنگی- تمدنی وگسترش و تقویت حرکتهای آزادیبخش وحفظ اصالت تاریخی مردمان تابع خلافت مساعدت مینمودند.در چنین دوران حساس امام ابو حنیفه زبان مادری خود- (فارسی-دری-تاجیکی)را همچون زبان دوم عبادت دینی،فعالیتهای فرهنگی واجتماعی جایز دانسته بخاطر حفظ ونگهداشت آن اساسهای شرعی را تامین نمود. این خدمات تاریخی امام اعظم اثبات واضح آنست که اسلام به زبان همچون زیر بینای اصلی هویت وهستی ملتها مخالفت ندارد. ملت ما باارشاد ورهنمایی چنین نوابغ وبزرگان خود زبان را همچون گوهر نایاب دریافت وآنرا با وسایل امکان پذیر حفظ نمود.رونق بخشید وشهره آفاق نمود.

مقام بلند کسب نمودن زبان تاجیکی(فارسی دری)عامل تقویت خودآگاهی وانکشاف فرهنگ وتمدن مردم تاجیک گردید. قابل تاکید است که پیروی خلق تاجیک از مذهب حنفی باعث تحکیم وحدت واتحاد آنها گردیده به گسترش جریانهای تند رو وافراطی،سازمانها ورویه های افراطی مانع گردید. امام اعظم میفرماید که،یگانگی پندار،گفتار وکردار اهل جامعه شرط بقا وهستی هر ملت است. زیاده از آن مذهب حنفی بعضی ارکان وعناصر هویت وسیرت پاک ملی ،قبل ازهمه حسن همسایگی وهمکاری،تحمل پذیری ومهمان نوازی،اعتدال ودانش اندوزی را تقویت بخشید.مذهب حنفی با روح ومضمون هستی تاریخی خلق ما سازگار افتاد.

طوریکه معلومست،مذهب حنفی محض توسط فرزندان فرزانه ورسالت پیشه سرزمین خورشیدی خراسان در پهنای وسیع آسیای مرکزی،آسیای خورد،غرب چین وهند تاریخی،بعداً توسط آن دربخشی از آسیای جنوب وشرقی گسترش یافت ومذهب حاکم گردید.تا کنون در مصر وسوریه،اردن وعراق ودیگر کشورها هنگام دادن فتوا از احکام مذهب حنفی استفاده میبرند. مقام ارجمند حنفیه سببگار آن شد که عنعنات،رسم وآیینها،ارزشهای پسندیده ملی،معیارها وارکان ساخت اجتماعی جامعه سنتی تاجیکان(بخصوص تحمل پذیری،فرهنگ همکاری،حسن معاشرت وروابط حسنه اجتماعی)و عنعنات دولتداری ما در مناطق تاریخا مهم جهان توسعه یابند. به برکت این روند زبان تاجیکی،زبان اصلی اداره،فرهنگ،ادب ومعاشرت بین خلقها و اقوام شمال ومرکز هند تاریخی گردیدواین مرتبه والای خود را بمدت تقریبا 700 سال حفظ نمود.ادبیات تاجیکی وفارسی درین خطه باستانی به اوج خود رسید وهند تا آغاز قرن بیستم مرکز معروف ادب وفرهنگ تاجیکی بود . شاعران برجسته تاجیک زبان هند- امیر خسرو دهلوی،میرزا عبدالقادر بیدل،زیب النسای مخفی،میرزا اسدالله غالب ومحمد اقبال لاهوری افتخار ادبیات عالم شمول وغنامند ما میباشد.

علوم اسلامی،مکتبهای کلامی،طریقتهای تصوفی وسایر ارکان تمدن اسلامی از خراسان بزرگ در کشور هندنیز پهن گردیدند. درین زمینه علوم اسلامی،تصوف وادبیات عارفانه بزودی رشد وسیعی یافت.نتایج عملی آن بعدا درخراسان وماوراالنهر مورد استفاده قرار گرفتند،برای مثال ترجمه تاجیکی قرآن کریم که از جانب مفسر ومحقیق معروف هندشاه ولی الله دهلوی در قرن هجدهم صورت گرفت.بنابر صحیح ،ساده وروان وخوش آهنگ بودنش نه فقط در هند،بلکه در آسیای مرکزی،ایران وآسیای غربی نیز وسیعا پهن گردید.گذشته ازین، آن درصدر ترجمه های زیاد تاجیکی قرآن کریم قرار گرفت ونهایت در دوران استقلالیت ملی ما تهیه وچاپ قرآن کریم به زبان تاجیکی انجام پذیرفت،که آن حالا به کتاب رویدست شهروندان تاجیکستان تبدیل یافته است .

تاریخ گواه است که عصرهای(16- 19) بنابر عوامل عینی وذهنی بخصوص هجوم پیهم قبیله های صحرا نشین از شمال،پاییین رفتن نقش ترانزیتی وتجارتی راههای خشکه بین المنطقوی وتجارتی درآسیای مرکزی، بالا گرفتن خرافات،تعصب ،اختلاف ، ضدیت وغیره دوران رکور وتنزل اجتماعی علمی وفرهنگی بودند. در چنین دوران مرکب مذهب حنفی بازبه حفظ اصالت ونجات خلقهای آسیای مرکزی مساعدت زیاد کرد. در پرتو این ارزشهای والا تمدن تاجیکان مقام بلند اجتماعی خود رادر منطقه از دست ندادوحفظ نمود. با نظر داشت چنین مقام وجایگاه مناسب مذهب حنفی بزرگمردان این دوره- ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل وعلامه احمد مخدوم دانش حمایت وپشتیبانی از مذهب امام اعظم(رح)را در مجموع رسالت با شرف خود ومسلمانان میدانستند.

دورانیکه در شرق اسلامی جریان معرفت پروری تشکل یافته، جنبشهای اصلاحات ونوسازی به ظهور می آمد وبا مرور زمان وسعت مییافت،درین دوره عیان گردیدکه مذهب حنفی بنابرروزنه گشاده ووسیع تحمل پذیری،سازگاری با دلایل ذهنی ومفکوروی،عقلانی ومنطقی وزندگی هر روزه ونیازهای اجتماعی انسان پیوند نا گسستنی داردوبه روند تغیر وتحول سریع معاصرپاسخگو میباشد، ولی با کمال تاسف بایدذکر نمود که در عصر بیستم این نیروی عظیم معنوی درسطح مطلوب استفاده نگردیده است.

در آخر عصر بیست وآغاز عصر بیست ویکم ما شاهد تحولات عظیم وبنیادی میباشیم،که مضمون نهایت مرکب ومتضاد دارد. این ظهورات به سرنوشت تاریخی انسانیت تاثیر عمیق، روز افزون وپیوسته خواهد داشت. ما شاهدآنیم که سیلاب پر تلاطم جهانی شوی در برابرجهت های مثبت خود به اصول وارزشهای اصالتی وهویت خلقها،فرهنگها وتمدنهای تاریخی تاثیر منفی نیزمیرساند.

مبارزه شدت یابنده کشورهای قدرت طلب وساختارهای گوناگون آنها برای دستیابی به منابع حیاتی واستراتیژیک،طبیعی واقتصادی برای همه کشور ها وخلقها خطر روز افزون دارد. این خوف برای کشور های اسلامی بیشترو واضحتر است،زیرااین کشورها دارای ذخایر عظیم طبیعی بوده، ودر نقاط حساس جیوپولیتیکی وجیو استرا تیژیکی دنیا جا گرفته اند. تشوش آور اینست،که در روند این مبارزه از شیوه ها ووسیله های نامشروع وتباه کن که بیرون از معیارهای بین المللی اند،استفاده وسیع میشوند. برخی از حلقات بانفوذ از نیروی گروههای تندرو وافراطی بخاطر منافع جیو پولیتیکی خودسوء استفاده مینمایند. زیاده ازآن گروههای افراطی وحتی تروریستی که بدست دیگران ساخته شده اند، درزیر نقاب دین مبین اسلام همچون وسیله تخریبکاری ضد دولتهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اند.خیلی تاسف آورست،که مقامات این دولتها تا هنوز به چنین ظهورات اعتبار جدی نمیدهند.

طبیعیست که سرچشمه اساسی رویه ها وجریانهای تندرو وافراطی مشکلات زیادی اجتماعی به شمول فقر، کم بضاعتی، بیکاری، شرایط دشوار زندگی،سطح پایین معرفت وغیره،میباشند. نیروهای معین سیاسی در داخل کشورهای نامبرده باین مشکلات جامه دینی پوشانیده، وباین اقدامشان برای گروههای نا آگاه وغرضناک میدان اعمال خرابی آوررا فراختر میسازند. در چنین شرایطی بی گفتگو اختلاف وبرخورد های دینی- مذهبی شدت میگیرند، زیرا استفاده دین به اغراض صرفا سیاسی خصوصی وگروهی عمل تاریخا آزموده شده میباشد،ولی به افتخار میتوان تاکید کرد که تعلیمات امام اعظم انگیزه هایراکه در نتیجه آنها مسلمان از روی غرض وفتنه دیگران خون برادر مسلمان خودرا میریزد،قاطعانه محکوم مینماید. اصلا میراث عقیدتی وفرهنگی ابوحنیفه در تحکیم همزیستی مسالمت آمیز تمام مسلمانان،مخصوصا تحکیم وحدت ملی تاجیکان،اهمیت حیاتی دارد.واقعا هم مذهب ابوحنیفه در طول تاریخ ودر روزگار اجتماعی مردم به عامل مهم وحدت ملی و بشری،مصالحه وتحکیم ثبات وآرامی جمعیت تبدیل یافته است. باید که ما ازین تعلیمات سازنده در اعمال روزمره خود استفاده پر ثمر نماییم.

چنانکه تاکید کردیم هنوز بعضی از دولتها ونیروهای مختلف منفعت دار،گروهها وسازمانهای افراطی با شعارهای دینی ثبات وامنیت کشورهای رشد یابنده مسلمان را زیر خطر قرار میدهند. برای پیشگیری ا زچنین پدیده های نا مطلوب،ضرور است که ازنظریات وتجربه های روز گار امام اعظم کار بگیریم.

آن گروهها ودایره های دینی که نقش بزرگ عملی مذاهب دینی اسلام را انکار مینمایند و با استفاده از موضوعات دینی فریفته سرمایه گذاری بیگانگان میشوند،در نهایت ارزشهای سنتی اسلام را نا دیده گرفته، اختلاف وضدیتهای دینی مذهبی را برمی انگیزند وکینه ،عداوت ونزاع را در جامعه بوجود می آورند.

امروز ما شاهد شدت یابی رقابت ونزاع فرهنگها وتشویق اندیشه "برخورد تمدنها" گردیده ایم.که از سوی جوانب غرض ورزان برانگیخته میشود. این پدیده در ذات خود خطر عظیم دارد، وپیشگیری از آن وظیفه هر فرد سالم اندیش جامعه میباشد . نباید فراموش کرد که برانگیختن نزاعات در زمینه های دینی ومذهبی عاقبت فاجعه ملی ببار می آورد. در چنین شرایطی برتری نیروی تحمل پرور وزندگی ساز مذهب امام اعظم کاملا واضح میگردد ومارا براه حق هدایت میکند. اندیشه های پر وسعت علمی وانسانی ابو حنیفه مارابدان وامیدارد که در چنین دوره متحول وسریع به نیروی خرد،دانش،معرفت،اصول وارزشهای زندگی ساز،گفتار وکردار مسئولانه ایشان تکیه نماییم وباکمال آگاهی ودور اندیشی بدان عمل کنیم. وسعت نظر،دید عینی وعمیق،قدرت شناخت عمده روندها وپدیده های پیچیده وپر اختلاف،روح سالم واراده متین امید مغفرت از خداوند عزوجل ،کلید اصلی توفیق وکامیابیهای نوین وآینده درخشان ما میباشد.

زندگی وکارنامه امام اعظم وتعلیمات ابد زنده اوکه پهلوهای گوناگون حیات دینی- فرهنگی کشور راچون آیینه روشن ساخته،مارا برای انجام دادن سازندگی راهنمایی میکند،  که اهمیت بزرگ حیاتی دارد.  بهره برداری درست ازین تعالیم والا در تامین پیوندهای مسالمت آمیز با نماینده گان دیگرادیان ومذاهب رسالت ملی و اسلامی ماست.خداوند کریم ورحیم هم دوست صالحان است.

تماس

Ahamd jawed atefi

شهر جدید فیض آباد ولایت بدخشان مسجد ابوبکر صدیق رض از طرف لب دریا کوچه دوم خانه دوم

0093799405536

Poll

نظر شما در باره این سایت چه است ؟

سایت خوب هست؟ (53)
68%

سایت خوبتر شود؟ (10)
13%

سایت معلومات کافی ندارد؟؟؟؟؟؟ (15)
19%

Total votes: 78

News

مــــــــــــعادن افغـــــانستان

2009-03-12 09:48

 

معادن افغانستان

 

 

به لحاظ معدنى کشور افغانستان پتانسيل فعاليت هاى بسيارى را داشته و تاکنون اکتشافات زمين شناسى و معدنى به طور سيستماتيک و گسترده بر روى آن انجام نشده است. غالب فعاليت هاى زمين شناسى و معدنى صورت گرفته مربوط به سالهاى 1960 تا اواخر دهه 1970 است که توسط روس ها انجام شده است. بر پايه همين اطلاعات، مهمترين معادن افغانستان عبارتند از معدن سنگ آهن حاجى گک و معدن کروميت حصارک.

به طور کلى اولين اکتشافات زمين شناسى با هدف يافتن ذخاير هيدروکربورى با مشارکت روسيه در  1967 آغاز و منجر به يافتن ذخاير بزرگ گازى شد. در 1980 مقادير زيادى گاز طبيعى به روسيه صادر مى‌شد که پس از عقب نشينى روسيه در سال 1989 از افغانستان، اين صادرات نيز قطع شد. ذخاير گازى کشف شده در شمال هندوکش قرار دارند.

به لحاظ معدنى، افغانستان تنها منبع سنگ لاجورد با عيار بسيار بالا  در جهان است. ذخاير بزرگ مس و آهن نيز در اين کشور وجود دارد. بسيارى از ذخاير شناسايى شده استخراج نشده‌اند.

در مجموع در کشور افغانستان 286 کانى‌زايى فلزات پايه (سرب، روى، مس) ثبت شده است که اطلاعات مربوط به آنها متعلق به سال‌هاى 1960 تا 1970 مى باشد و توسط روس‌ها انجام گرفته است. کمربند مس‌زايى افغانستان در استان لوگار قرار داشته و 600 کيلومتر امتداد دارد. اين کمربند شامل 3 کانسار معروف مس و 35 کانى زايى ديگر است که مورد شناسايى قرار گرفته اند. مهمترين کانسار مس که بيشترين کار اکتشافى نيز بر روى آن صورت گرفته، کانسار آينک با بيش از 2000 سال سابقه است. اکتشاف تفضيلى اين کانسار توسط روس‌ها بين سال هاى 1973 تا 1988 انجام و در پى آن 240 متر حفارى شد. عيار مس اين کانسار 3/2% و ذخيره آن 5 ميليون تن است که در سه زون جدا از هم تشکيل شده اند. مطالعات فنى اقتصادى انجام شده بر روى کانسار آينک حاکى از آن است که 25 درصد اين کانسار قابليت استخراج روباز را داشته و ساخت يک کارخانه کوچک در کنار آن با صرفه است. ديگر کانسارهاى مس افغانستان که کارهاى اکتشافى محدودى بر روى آنها انجام شده عبارتند از کانسار داربند در شرق آينک و کانسار جوکار در شمال آينک که عليرغم نزديک بودن به آينک تفاوت‌هاى بسيارى با آينک داشته و نيازمند اکتشاف دقيق‌ترى هستند.

کانى زايى در مرکز و شرق افغانستان نيز به چشم مى خورد. در استان‌هاى غزنى و زابل کانى زايى بزرگ مس با ذخيره اى معادل 21 هزار تن و عيار متوسط 21/1% مس به همراه ذخيره 51000 انس طلا و عيار متوسط 9/0 گرم بر تن مشاهده مى شود. کانى زايى در اين منطقه هم از نوع اسکارنى و هم از نوع پورفيرى است.

 

تاکنون ذخيره اقتصادى و قابل توجهى از سرب و روى در افغانستان ديده نشده است. کانسارهاى داراى سرب و روى شناخته شده  عبارتند از کانسار وابسته به گسلش نال بندان با ذخيره 2 ميليون تن و عيار متوسط سرب و روى 64/6%. دو کانسار عيار بالاى ديگر از نوع اسکارنى نيز وجود دارد، يکى با نام دره نور با عيار 22% روى و ديگرى کانسار کلايى اسد (يا بى بى گهر) با عيار 4/30% روى در افغانستان تا کنون 93 کانى زايى آهن شناسايى شده‌اند که بزرگ‌ترين کانسار اکسيدى آهن در شرق ناحيه مرکزى افغانستان قرار دارد و اکتشاف آن در دهه 1960 تا 1970 انجام شده است. در برخى کانسار‌هاى اکسيده آهن، کانسار‌هاى سولفيدى مس مانند کالکوپيريت نيز ديده مى‌شود که نيازمند اکتشافات دقيق ترى است و تاکنون انجام نشده.

همان طور که پيشتر نيز اشاده شد، بهترين کانسار‌ آهن شناخته شده، کانسار حاجى گک مى باشد که به طور ناپيوسته در کمربندى به طول 600 کيلومتر تشکيل شده است. طول خود کانسار در حدود 32 کيلومتر، داراى 16 زون جدا از هم، هر يک به طول 5 کيلومتر، عرض 380 متر و قطر 550 متر است. در مجموع 7 عدد از اين زون ها به طور دقيق مطالعه شده اند. بر اساس اطلاعات موجود، 80% کانى زايى در عمق 100 تا 130 متر است و شامل مگنتيت، پيريت و به طور جزئى کالکوپيريت با عيار 3/61% آهن است که بيش از 20% از آن به صورت هماتيت رخ داده است. ذخيره کلى اين کانسار 1700 ميليون تن است که 85 ميليون تن از آن را مى توان به طور روباز استخراج نمود.

بقيه ذخاير به اندازه کانسار حاجى گک شناسايى نشده‌اند. اين ذخاير عبارتند از کانسار کاييش در ايالت باميان با 110 ميليون تن ذخير و عيار متوسط 6/48% آهن، دو کانسار در ايالت بدخشان، به نامهاى فورمراه و سياخ، به صورت اسکارنى، با عيار 67% آهن و کانسار زراک در استان باغلان، داراى سه زون هماتيتى و مگنتيتى، با عيار 5/62% آهن.

معدن کارى و فرآورى مواد معدنى در افغانستان

<!--[if !vml]--><!--[endif]-->در پى کانى زايى کروميت، اکتشاف در زون افيوليتى ائوسن کابل در استان لوگار به نتيجه رسيد و ده زون نزديک به سطح با 180 هزار تن کروميت و عيار 2/42% کشف شد. 15% از اين کانسار داراى خواص متالوژيکى است.

از ديگر کانى هاى صنعتى که در افغانستان مورد مطالعه و اکتشاف قرار گرفته اند مى توان به فلورين اشاره نمود که بر اساس مطالعات انجام شده  در مجموع 0 8/8 ميليون تن ذخيره با عيار 7/46% در سنگ ميزبان کربناته، از نوع هيدروترمال در استان اروزغان در مرکز افغانستان وجود دارد.

از ديگر کانى هاى صنعتى مى توان به باريت اشاره نمود که معدنى از اين کانى قبلا به صورت کوچک مقياس کار مى شده است. ذخيره اين کانسار 5/1 ميليون تن با عيار 80 تا 98 درصد است.

سنگ‌هاى ساختمانى به صورت کوچک مقياس در اطراف کابل کار مى‌شوند.

کانى تالک در غونداى در استان ننگرهار، در حال حاضر به صورت کوچک مقياس در حال استخراج است. در آچين استان ننگرهار نيز کانسار ديگرى از تالک وجود دارد که هنوز مورد استخراج قرار نگرفته است. همچنين در آچين استان ننگرهار کانسارى از منيزيت نيز وجود دارد.

کانى زايى سلستين در کندوز، واقع در استان کندوز گزارش شده است.

مواد ساختمانى مانند شن و ماسه، آجر و سيمان نيز به طور محدود و جهت رفع نياز داخلى در افغانستان توليد مى‌شوند.

درباره کانى زايى قلع و تنگستن نيز گزارش هايى وجود دارد. کانى زايى تنگستن غالبا در غرب و جنوب شرقى افغانستان و بيشتر از نوع اسکارنى يا مرتبط با پگماتيت به چشم مى خورد. کانى زايى قلع اغلب در رسوبات اسکارنى مسگران و استان هرات با عيار متوسط 6% ديده مى شود. کانى زايى تنگستن و مس در رسوبات اسکارنى کانسار فرح با عيار 86/1% گزارش شده است.

در رابطه با کانى زايى سينابر نيز مطالعاتى انجام گرفته است و سه منطقه کانى زايى شده براى سينابر مشخص شده اند، مانند مرکز و غرب افغانستان، کانسار خارنک، ليکن به طور کلى عيار جيوه کم است. کانى هاى همراه در اين کانسار  رآلگار و استيبنيت هستند.

دو منطقه مهم در افغانستان داراى اورانيوم در افغانستان گزارش شده اند که مهمترين آنها کانسار خانه شين است. اين کانسار از کمپلکس آذرين کربناته به عرض 4 کيلومتر در استان هلمند تشکيل شده است و داراى خاکهاى نادر و اورانينيت زرد و براق مى باشد. کانسار خانه شين در برداشت هاى هوابرد منطقه اى در استان فرح توسط آنومالى هاى راديواکتيو شناسايى شد ليکن بررسى هاى صحرايى اندکى بر روى آن صورت گرفته است.

عناصر فلزى ديگرى مانند موليبدن، منگنز و آلومينيوم نيز در افغانستان گزارش شده اند که تا کنون فعاليت هاى اکتشافى دقيقى بر روى آنها انجام نشده است.

تاکنون حدود 93 منطقه از فلزات گرانبها در افغانستان ثبت شده است. اين فلزات غالبا طلا، همراه يا فاقد نقره مى باشند و تنها يک کانسار غنى از نقره شناسايى شده است. هيچ نوع کانسارى از پلاتين تا کنون کشف نشده ولى طبقات اوفيوليتى مانند کمربند اوفيوليتى کابل و خوست وجود دارند که پتانسيل بررسى هاى بيشتر را دارا مى باشند. کليه اطلاعاتى که اکنون در دست است، حاصل فعاليت‌هايى است که روس‌ها در سالهاى 1960 تا 1970 انجام دادند و بر اساس فعاليت آنها دو منطقه شناسايى شد. در مرکز و شرق افغانستان، در استان‌هاى زابل و غزنى ذخاير اسکارنى، پورفيرى و احتمالا اپى ترمال طلا شناسايى شدند و تاکنون بيش از 50 محل شامل ذخايرى بزرگ  ثبت شده‌اند. کانسار اسکارنى زرکشان در اواخر 1960 با 250 هزار انس ذخيره و عيار 16 گرم بر تن توسط روس‌ها کشف شد.

در شمال شرقى افغانستان، در استان هاى بدخشان و تخار نيز پتانسيل کانى زايى طلا وجود دارد که تعدادى کانسار نيز در اين استان ها کشف شد، مانند کانسار طلا و نقره وکادور. در بررسى‌هاى دهه 1960 کانى زايى با عيار نقره 7/46 گرم برتن و کانى زايى طلا با عيار 1/4 گرم بر تن و با ذخيره 30 هزار انس شناسايى شد.

بر اساس اطلاعات موجود، کانى زايى‌هاى نوع مس پورفيرى نيز در اين ناحيه از افغانستان وجود دارند. علاوه بر آن پتانسيل کانسارهاى پلاسرى نيز دور از انتظار نيست. در کانسار سمتى (Samti) که در همين ناحيه واقع شده است، دو افق طلا دار با عيار 40 گرم بر متر مکعب شناسايى شده است.

در ديگر نقاط افغانستان، مانند غرب استان بادقيس کانى زايى‌هاى نوع اسکارنى نيز وجود دارد. يک گرانيت پورفيرى، متعلق به ميوسن  از نوع پلى متاليک با عيار  6/3% مس و 5 گرم بر تن طلا در اين منطقه شناسايى شده است.

در رابطه با زمين شناسى جنوب افغانستان اطلاعات اندکى در دست است ليکن کانى‌زايى‌هاى نوع پورفيرى در نزديکى ايران و پاکستان به چشم مى خورد.

در کشور افغانستان 73 معدن، کانسار و کانى‌زايى از سنگ‌هاى قيمتى و نيمه قيمتى در افغانستان ثبت شده است. علاوه بر آن کانى‌هايى مانند آکوآمارين، آمتيست و توپاز نيز وجود دارند.

کشور افغانستان بزرگ‌ترين کشور توليد کننده سنگ لاجورد است که مهم ترين معدن آن سرى سنگ در استان بدخشان با 9 زون است. اين معدن داراى عيارهاى مختلفى از لازوريت در زون هايى به طول حداکثر 250 متر و عمق 125 متر است.

 از ديگر سنگ هاى قيمتى مى توان به زمرد اشاره نمود که توليد آن از کانسارهاى دره پنشجر در استان کاپيسا صورت مى گيرد. ارزش اين کانسار در سال 2005 بالغ بر 12 ميليون دلار بود. شش معدن کوچک در زونى به ابعاد 3*16 کيلومتر نيز از اين کانسار وجود دارند. ابعاد بلورها غالبا 3*15 ميليمتر است. به لحاظ کيفيت، زمردهاى افغانستان مشابه زمردهاى کلمبيا هستند.

در محدوده جگدالک در استان کابل  کانسارى از ياقوت شناسايى شده است. عيار ياقوت در اين کانسار 3/157 گرم بر متر مکعب است. اسپينل نيز در استان بدخشان، در نزديکى مرز تاجيکستان کشف شده است. بلورهاى صورتى رنگ اسپينل با نام کانزيت و بلورهاى تورمالين در پگماتيت‌هاى استان لغمان (Laghman) نيز در افغانستان وجود دارند. در اين رابطه بيشترين بررسى بر روى کانسار کلوم انجام گرفته است. دايک اصلى اين کانسار 3 کيلومتر طول، 20 متر عرض و 5/0 متر پهنا دارد و داراى تورمالين‌هاى با کيفيت جواهرى است. در دايک ديگرى به ابعاد 5*150 متر در حدود 24% از اين کانى وجود دارد. بهترين کريستال‌هاى تورمالين به ابعاد 8/1*5/7*30 سانتيمتر يافت شده اند.

در همين رابطه تا کنون 49 رکورد از کانى‌زايى فلزات کمياب در افغانستان شناسايى شده است که تمامى کانى‌زايى‌هاى آن در سنگ‌هاى پگماتيتى رخ داده است.

کانى زايى بريل نيز در افغانستان گزارش شده است. بر اين اساس، 8 کانسار با کانى‌زايى بريليوم در استان‌هاى لغمان و ننگهارشناسايى شده‌اند. بيشترين بررسى‌ها بر روى کانسار دره پچ با کريستال‌هاى بريل به طول 40 سانتيمتر با ذخيره‌اى حدود 12 هزار تن (1480 تن اکسيد بريليوم) انجام شده است. همچنين بلورهاى بريل در کانسار دره نور نيز مشاهده شده اند.

در رابطه با کانى زايى ليتيوم، 12 کانسار پگماتيتى با کانى‌زايى ليتيوم در استان‌هاى لغمان و نانگرهر، بدخشان اوروزگان شناسايى شده‌اند. در استان ننگهار4 پگماتيت با عيار متوسط 5/1% اکسيد ليتيوم مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته اند. در تقاوکور در استان اوروزگان 5 دايک پگماتيتى با عيارى بين 7/1% تا 8/2%  اکسيد ليتيوم وجود دارند.

از کانى زايى تانتاليوم و نيوبيوم نيز گزارش هايى در دست است. بر اين اساس 14 پگماتيت با کانى‌زايى تانتاليوم و نيوبيوم شناسايى شده‌اند که 11 عدد از آنها داراى بريليوم و ليتيوم هستند. 3 کانسار ديگر نيز در استان‌هاى پاروان و بدخشان قرار دارند. بيشترين پتانسيل در نيلاو در استان لغمان است که داراى 3 پگماتيت با طول و عرض حداکثر 4 کيلومتر در 4 متر مى باشد. از ديگر عناصر همراه و موجود در اين کانسار مى توان به بريليوم، ليتيوم، تانتاليوم، نيوبيوم، سزيوم، روبيديوم و قلع اشاره نمود.
            

 

 

 

 

مـــــــــــــــــــــــــعلومات در باره افــــــــــــــغانستان

2009-03-11 16:42

 

 معلومات عمومي درباره افغانستان


 

جغرافيه:


 

افغانستان بامساحت (647000) کيلومترمربع درآسياي مرکزي موقعيت داشته ونقطه اتصال بين کشورهاي منطقه به شمارميرود،  موقعيت استراتژيک آن باعث شده که قلب آسيا لقب بگيرد چون درآسياي مرکزي يگانه کشوري است که بيشترين مرزراباکشورهاي همسايه دارد وبه حيث يک محورکشورهاي منطقه رابه همديگر وصل ميکند،که ازگذشته هاي دور تا اکنون مرکزتبادلات تجارتي اقتصادي شرق و غرب شمال و جنوب بشمار ميرود.که ازطرف شمال باترکمنستان ،ازبکستان ،وتاجکستان هم سرحداست ودرشرق باچين ودرجنوب باپاکستان وازطرف غرب باايران هم سرحد ميباشد.

ماخذ: سالنامه احصائيوي تجارت افغانستان 2003-2004 اداره حکومت مرکزي ،افغانستان 2004 ميلادي


 

پايتخت افغانستان کابل بوده که ازسطح بحر1800 مترارتفاع دارد. اين کشورداراي 34 ولايت است که توسط حکومت مرکزي کنترول ميشود حکومت داراي سييستم رياستي ميباشد. اقليم اين کشورخشک ويانيمه خشک است ودرطول چندين سال گذشته خشکسالي هاي پياپي راتجربه نمود که به اقتصاد که اکثرازراعتي است خساراتي راواردآورد.


 

  افغانستان کشورمحاط به خشکه وکوهستاني است. کوه هاي هندوکش ازشمال شرق کشورالي جنوب غرب ادامه دارد که ازوسط کشورعبورنموده است .سرحدات شمال غرب ،غرب وجنوبي کشور عمدتا اراضي هموارصحرايي ودامنه هاي سنگلاخي ميباشد.سرحدات جنوب شرق وشمال شرق بصورت تدريجي به طرف قله هاي بزرک وپوشيده بابرف هندوکش که سبب ايجاد دره ها وعلف چرگرديده نيز به امتداد قسمت غربي هماليا که بلند ترين نقطه آن درنوشک (باارتفاع 7485 متر) قراردارد. سرحد شمالي ازدرياي آمو متشکل شده است که پايين ترين نقطه آن 285 مترارتفاع دارد . چون افغانستان يک کشورکوهستاني است وصرف 12 درصد مجموع ساحه زمين اين کشورقابل زرع است که ازظرفيت آن به صورت مکمل استفاده نشده وکمتراز6 درصد آن فعلا زرع ميشود.کشور افغانستان دارای 34 ولایت یا استان بوده که قرا رزیل است:

1-      ولايت بدخشان با مرکزيت شهر فيض آباد

2-      ولايت بادغيس با مرکزيت شهر قعلهٔ نو

3-      ولايت بغلان با مرکزيت شهر پلخمرى

4-      ولايت بلخ با مرکزيت شهر مزارشريف

5-      دولايت باميان با مرکزيت شهر باميان

6-      ولايت دايکندى با مرکزيت شهر خدير

7-      ولايت فراه با مرکزيت شهر فراه

8-      >ولايت فارياب با مرکزيت شهر ميمنه

9-      ولايت غزنى با مرکزيت شهر غزنى

10-   ولايت غور با مرکزيت شهر چخچران

11-   ولايت هلمند با مرکزيت شهر لشکرگاه

12 ولايت هرات با مرکزيت شهر هرات

12-   ولايت جوزجان با مرکزيت شهر شبرغان

14 ولايت کابل با مرکزيت شهر کابل

15- ولايت قندهار با مرکزيت شهر قندهار

16-   ولايت کاپيسا با مرکزيت شهر محمودراقى

17-.   ولايت خوست با مرکزيت شهر خوست

18.-   ولايت پکتيا با مرکزيت شهر گرديز

19- ولايت کنر با مرکزيت شهر اسدآباد

20- ولايت کندوز با مرکزيت شهر کندوز

21- ولايت لغمان با مرکزيت شهر مهترلام

22- ولايت لوگر با مرکزيت شهر پل علم

23- ولايت ننگرهار با مرکزيت شهر جلال‌آباد

24.-   ولايت نيمروز با مرکزيت شهر زرنج

25- ولايت نورستان با مرکزيت شهر کامديش

26- ولايت اروزگان با مرکزيت شهر ترين کوت

27- ولايت پنجشير با مرکزيت بازارک

28- ولايت پروان با مرکزيت شهر چاريکار

29- ولايت سمنگان با مرکزيت شهر آيبک

30 -ولايت سرپل با مرکزيت شهر سرپل

31- ولايت تخار با مرکزيت شهر تالقان

32- ولايت وردک با مرکزيت شهر ميدان شهر

33-ولايت زابل با مرکزيت شهر قلات

34- ولایت بغلان به مرکزیت شهر پلخمری

شهرهاى بزرگ اين کشور عبارت‌اند از مزارشريف،کابل، هرات، ، جلال‌آباد، کندز و قندهار.

 


 

اندرزها لقمان حکیم به پسرانش

2009-01-24 16:49

 

اندرزهاي ارزشمند لقمان به فرزندش

  1- فرزندم هيچكس و هيچ چيز را با خداوند شريك مكن!

  2- با پدر و مادرت بهترين رفتار را داشته باش!

  3- بدان كه هيچ چيز از خداوند پنهان نمي ماند!

4-   نماز را آنگونه كه شايسته است بپادار!

  5- اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مكن!

  6- در مقابل پيش آمدها شكيبا باش !

7-   از مردم روي مگردان و با آنها بي اعتنا مباش!

8-  با غرور و تكبر با ديگران رفتار مكن!

  9- در راه رفتن ميانه رو باش!

  10- بر سر ديگران فرياد مكش و آرام سخن بگو!

  11- از طريق اسماء و صفات خداوند  او را بخوبي بشناس!

  12- به آنچه ديگران را اندرز مي دهي خود پيشتر عمل كن!

  13- سخن به اندازه بگو!

  14- حق ديگران را به خوبي اداء كن!

  15- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار!

 16-  به هنگام سختي دوست را آزمايش كن!

  17- با سود و زيان دوست را امتحان كن!

 18- با بدان و جاهلان همنشيني مكن!

  19- با انديشمندان و عالمان همراه باش!

 20- در كسب و كار نيك جدّي باش!

 21- بر كوتاه فكران و ضعيفان اعتماد مكن!

 22- با عاقلان ايماندار مدام مشورت كن!

  23- سخن سنجيدۀهمراه با دليل را بيان كن!

  24- روزهاي جواني را غنيمت بدان!

 25- هم مرد دنيا و هم مرد آخرت باش!

 26- ياران و آشنايان را احترام كن!

 27- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش!

 28- وجود پدر و مادر را غنيمت بشمار!

 29- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار!

 30- كمتر از درآمدي كه داري خرج كن!

 31- در همۀامور ميانه رو باش!

 32- گذشت و جوانمردي را پيشه كن!

 33- هر چه كه مي تواني با مهمان مهربان باش!

34-  در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار!

 35- بهداشت و نظافت را هيچگاه فراموش مكن!

36-  هيچگاه دوستان و هم كيشان خود را ترك مكن!

37-  فرزندانت را دانش و دينداري بياموز!

 38- سواركاري و تيراندازي و ... را فراگير

39-  در هر كاري از دست و پاي راست آغاز كن!

 40- با هر كس به اندازۀدرك او سخن بگو!

 41- به هنگام سخن متين و آرام باش!

 42- به كم گفتن و كم خوردن و كم خوابيدن خود را عادت بده!  

43-  آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند!

44-  هر كاري را با آگاهي و استادي انجام بده!

 45- نا آموخته استادي مكن!

 46- با ضعيفان و كودكان سرّ خود را در ميان نگذار!

 47- چشم به راه كمك و ياري ديگران مباش!

 48- از بدان انتظار مردانگي و نيكي نداشته باش!

49-  هيچ كاري را پيش از انديشه و تدبر انجام مده!

 50- كار ناكره را كرده خود مدان!  

51-  كار امروز را به فردا مينداز!

 52- با بزرگتر از خود مزاح مكن!

53-  با بزرگان سخن طولاني مگو!

 54- كاري مكن كه جاهلان با تو جرأت گستاخي پيدا كنند!

 55- محتاجان را از مال خود محروم مگردان!

  56- دعوا و دشمني گذشته را دوباره زنده مكن!

  57- كار خوب ديگران را كار خود نشان مده!

 58- مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده!

 59- با خويشاوندان قطع خويشاوندي مكن!

 60- هيچگاه پاكان و پرهيزكاران را غيبت مكن!

61-  خود خواه و متكبر مباش!

 62- در حضور ايستادگان منشين!

 63- در حضور ديگران دندان پاك مكن!

 64- با صداي بلند آب دهان و بيني را پاك مكن!

 65- به هنگاه خميازه دست بر دهان خويش بگذار!

 66- حالت خستگي را در حضور ديگران ظاهر مكن!

 67- در مجالس انگشت در بيني مينداز!

 68- كلام جدي را با مزاح آميخته مكن!

 69- هيچكس را پيش ديگران خجل و رسوا مكن!

 70- با چشم و ابرو با ديگران سخن مگو!

 71- سخن گفته شده را تكرار مكن!

 72- از شوخي و مزاح خود كمتر كن!

 73- از خود و خويشاوندان نزد ديگران تعريف مكن!

 74- از پوشيدن لباس و آرايش زنان پرهيز كن!

 75- از خواسته هاي نابجاي زن و فرزندان پيروي مكن!

 76- حرمت هر كس را در حد خود نگاه دار!

 77- در بد كاري با اقوام و دوستان همكاري مكن!

 78- از مردگان به نيكي ياد كن!

 79- از حضومت و جنگ افروزي جدّا پرهيز كن!

 80- با چشم احترام به كار ديگران نگاه كن!

 81- نان خود را بر سفره ي ديگران مخور!

 82- در هيچ كاري شتاب مكن!

83-  براي جمع آوري بيش از حد مال و ثروت حرص مخور!

  84- به هنگاه خشم شكيبا باش و سخن سنجيده بگو!

  85- از پيش ديگران غذا و ميوه بر مدار!

 86- در راه رفتن از بزرگان پيشي مگير!

 87- سخن و كلام ديگران را قطع مكن!

 88- به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مكن!

 89- در حضور مهمان بر كسي خشم مگير!

90-  مهمان را به هيچ كاري دستور مده!

 91- با ديوانه و مست سخن مگو!

 92- براي كسب سود و دوري از زيان آبروي خود را مريز!

 93- در كار ديگران كنجكاوي و جاسوسي مكن!

 94- در اصلاح ميان مردم هيچ گاه كوتاهي مكن!

 95- ادب و تواضع را هيچ گاه فراموش مكن!

 96- با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش!

 97- بر آرزو ها و خواسته هاي خود غالب باش!

 98- خدمتكاري بزرگان و همكاري  با مستمندان را فراموش مكن!

 99- با بزرگان با ادب و با كودكان مهربان باش!

 100- با دشمنان مدارا كن و در مقابل جاهلان خاموش باش!

 101- در مال و مقام ديگران طمع مكن!

 102- از رفت و آمد و مال  و مرام و مسلك خويش كمتر بگو!

 103- بجز خداوند هيچ كس و هيچ چيز را فرمانروا و فريادرس خويش مشمار!

 104- عمر و روزي با حساب و كتاب است، پس مترس و طمع مكن!

 105- عمر را براي عمل و عبادت و پاكي و پرهيزكاري غنيمت بدان!

 106- اگر بهشت را مي طلبي از فساد و ستم و گردن كشي پرهيز كن!

 107- سرچشمه ي زشتي ها را دنيا پرستي و مستي و ناداني بدان!

 108- بجز در حق و راستي بندگان خدا را بندگي و فرمانبري مكن!

 109- خود را با ستم سلاطين شريك مگردان!

 110- دنياي ديگر را به دست فراموشي مسپار

( آریانا ) سرزمین من ، ( آریایی ) نژادِ من و (اوستایی) زبانِ من)

2009-01-24 16:44

 

بسم الله الرحمن الرحیم

( آریانا ) سرزمین من ، ( آریایی ) نژادِ من و (اوستایی) زبانِ من)

وقتیکه از لای اوراقِ تاریخ ، به گذشته های دور می نگریم ، به گذشتـه های دوری که هنوز انسانِ نیمه برهنه و متوحش ، در ساده ترین شکلِ زندگی بشری می زیسته وگذشته  هایی که هزاران سال لازم بود تا این انسانِ نیمه وحشی با گذر از این دوران ، وارد مرحلـۀ تمدن گردد ، می بینیم که جای پایی از مردمانِ آریایی ، روی این کرۀ خاکی پیداست .

اگر باز هم از لابلای این دفــــتر ، مراحل مختلفِ زندگی بشری را مرور کنیم ، به این نتیجه می رسیم که تغیراتی هرچند کوچک در زندگی انسان ، ابتدا به کندی صورت می گرفته و این تغیرات ، تابعی از زمان و مکان بوده و در همـه جـــا و در هر زمانــــی بطور یکسان صورت نمی پذیرفت بل این تغیرات ، تحت تأثیرِ شرایط محیط طبیعی و اجـــتماعیِ باشندگان آن ، سیر تکامل خود را طی میکرد و از همین جاست که کانون های تمدنِ باستان، نماینـــدۀ سیر تکــامل جــوامع مختلفِ بشری در ازمنـــۀ مختلفِ تاریــخی بوده و از همدیگر متمایزند .

سرزمین آریانا که از بیست هزار سال قبل از میلاد مسیح وجود داشته ، با پشت سر گذاشتنِ مراحل سختی از تکامل ، از یک جامعۀ ابتدایی و بدوی ، به جامعۀ پیشرفتۀ امروزی ارتقا یافته است .

شادروان میر غلام محمد غبار، مؤرخ و نویسندۀ نامدار کشور، در اثر جاودانه اش ، کتابِ ( افغانستان در مسیر تاریخ ) چنین میگوید :

یکی از کانون های تمدن بشری، فلات آریان ، یعنی سرزمیــــن های دو سوی سلسله جبال سربفلک کشیدۀ هندوکش میباشد کـــــه ایــن سرزمین ها از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح ، دارای کشاورزی پیشرفته بوده و سرزمینی توانگر و پر جمعیت بود .

و باز هم در این تاریخ چنین میخوانیم که ده قرن پیش از میلاد مسیح ، سرزمین آریانا وارد مرحلۀ جدید و تکامل یافته یی گردید که در آن شاهد ظهورِ زرتشت ( زرتشترای بلخی ) و به وجود آمدنِ اثر بزرگ « اوستا » یعنی نخستین سروده های نظمی جهان میباشیم

در این سروده ها ، زرتشت از تمدن و پیشرفت آریانا سخن میگوید و می بینیم که این سرزمین در آن دوران ، صاحب صنایع دستی ، مسکوکات فلزی ، نساجی ، فلز کاری ، نجوم و طب بوده است .

از دیگرسو، این سرزمینِ باستانی ، در ادوارِ مختلف تاریخی ، با بیشترین مدنیت های تاریخی جهان ، مأنوس بوده و مراوده داشته است .

اگر صفحاتِ تاریخ را ورق بزنیم ملاحظه میکنیم که این سرزمینِ زرخیز و مرد پرور ، از یک طرف با مدنیت های بین النهرین ، سواحل شرقی مدیترانه و ایران و از سمت دیگر با مدنیت های مستقلِ چین و هندوستان داخل مراوده و داد و ستد بوده است که جادۀ معروف ابریشم گواهِ بزرگی بر این مدعاست .

تاریخ سرزمین آریانای بزرگ که از شمال بدشت های سرسبز آسیای مرکزی و از غرب به کشور ایران پیوست است ، از دورترین دوران که حتا تاریخ ، قادر به ضبط و ثبت آن نیست ، ارتباطی تنگاتنگ و ناگسستنی با تاریخِ این کشور ها داشته و ساکنانِ این سرزمین ها ، طی قرونِ متمادی در کنار هم زیسته و با یک زبان سخن گفته اند ، چنانکه بعد از انشعاب و تشکیلِ ملل جداگانه ، باز هم تحت تأثیر شرایط زندگی اجتماعی و محیطِ ادبی مشترک ، دارای فرهنگ و زبانِ مشترک میباشند .

در بالا از سرود های « اوستا » و به وجود آورنده اش « زرتشت » ، سخن به میان آمد اینک در ادامه ، به بررسی این زبان می پردازیم :

زبانِ اوستایی که زبانِ مادری مردمانِ آریانای باستان میباشد ، حدوداً یکهزار سال قبل از میلاد مسیح یعنی سه هزار سال قبل از امروز ، در این سرزمین به میان آمد وشکوفا شد و قرن ها پیش از میلاد ، باز هم در همین سرزمین مضمحل گشت و به جز اوراقی چند از سرود های اوستا ، اثری از این زبان در جهان باقی نماند .

این سروده ها که ابتدا به صورت شفاهی و سینه به سینه حفظ می گردید ، در قرن ششم قبل از میلاد ، به یک زبان دیگر آریایی تهیه و تدوین شد که متأسفانه این اثر هم به علت هجومِ اجانب از بین رفت و آنچه از این سروده ها در اذهان بجا ماند ، بعد از گذشت هفت قرن ، در قرن اول میلادی مجدداً جمع آوری و تدوین گردید.

در قرن سوم میلادی دولت ساسانی ، بار دیگر دست بکار گردیده و اوستای پراکنده را به زبان پهلوی و به رسم الخط « دین دبیره» تهیه و تدوین نمود که امروزه از آن به جز اوراقی چند از « گاتها » که اکثراً سرود های مذهبی میباشد ، چیزِ دیگری در دست نیست.

« گاتها » نشان میدهد که دیانت زرتشتی ، دیانتی است توحیدی که در آن از بهشت ، دوزخ ، برزخ ، صراط و میزان سخن به میان آمده و بر ضد دروغ ، جنگ ، ویرانی ، راهزنی و شر تبلیغ گردیده و عالی ترین شعارِ این دیانت ( گفتارِ نیک ، کردارِ نیک ، پندارِ نیک ) میباشد .

زبان های آریایی که ریشه در زبانِ اوستایی دارد، بر حسب مراحل تحولِ تاریخی به سه بخشِ اصلیِ زبان های آریایی کهن ، زبان های آریایی میانه و زبان های آریایی کنونی ، که هر کدام از این زبان ها ، خود زیر مجموعه هایی را به شرح زیر در بر میگیرد ، تقسیم میگردد :

اول ــ زبان های آریایی کهن :

این زبان ها قدیمی ترین زبان های آریایی بوده و شاملِ سه بخش زیر میباشد :

الف ــ زبانِ اوستایی :

این زبان اصلی ترین شاخۀ  زبانهای آریایی کهن میباشد و طوریکه در بالا به آن اشاره گردید حدوداً یکهزار سال قبل از میلاد بوجود آمد .

ب ــ زبان مادی ( زبان سلسلۀ ماد ها ) :

در زمان سلسلۀ ماد ها ، با این زبان تکلم میشد و امروزه ، کلماتی از این زبان ، در زبان یونانی یافت میشود .

ج ــ زبانِ پارسی باستان :

این زبان را فرس قدیم یا زبانِ هخامنشی نیز مینامند که خود زیر شاخه یی از زبانِ اوستایی می باشد و در قرنِ ششم قبل از میلاد زبانِ رایج سلسلۀ هخامنشی ها بود .

دوم ــ زبان های آریایی میانه ( پارسی پهلوی ) :

این زبان ها حد فاصل بین زبانهای آریایی کهن و زبانهای آریایی کنونی بوده و تاریخ پیدایش آن در حدود قرن چهارم پیش از میلاد مسیح میباشد . بخش هایی از این زبان ها که آثاری از آنها بجای مانده ، به شرح زیر است :

الف ــ زبان پارتی ( زبان پهلوی اشکانی ) :

این زبان ، زبانِ قوم پارت بوده و در زمان اشکانیان با آن تکلم می گردید .

ب ــ زبان پارسی میانه :

این زبان در دورۀ ساسانی به عنوانِ زبان رسمی بکار گرفته میشد .

ج ــ زبان سغدی :

این زبان در کشور سغد ( سمرقند و بخارا ) رایج بود .

د ــ زبان ختنی :

یکی دیگر از زبانهای آریایی میانه ، زبان ختنی میباشد که در آن سرزمین بدان تکلم می شد .

ه ــ زبان خوارزمی :

این زبان در سرزمین خوارزم رایج بوده و تا حدود قرن چهارم میلادی بدان تکلم می گردید .

سوم ــ زبان های آریایی کنونی :

الف ــ زبان پارسی نو :

این زبان بزرگ ترین شاخۀ زبانهای آریایی کنونی بوده و دنبالۀ همان آریایی میانه

( پهلوی ) می باشد و امروزه این زبان ، در قارۀ آسیا مقام و نفوذ زیادی دارد که هیچ زبان دیگری تا به امروز به آن دست نیافته است .

حوزۀ گسترش زبان پارسی نو ، از شمال به آسیای میانه ، از شرق به چین ، از جنوب به شبه قارۀ هند و از غرب به آسیای صغیر می رسد .

امروزه این زبان ، زبانِ اصلی  کشور ما و سرزمین ایران بوده و کمابیش در کشور های تاجیکستان ، قفقاز ، عراق ، پاکستان و هندوستان با این زبان تکلم و کتابت میشود .

زبان پارسی نو از لحاظ تأثیر در زبان های دیگر مانند زبان های عربی ، ترکی ، اردو ، و زبانهای اروپایی مانند فرانسوی ، انگلیسی ، روسی و غیره ، در خورِ اهمیت می باشد

این زبان را که پس از تشکیل دربار های شرق ، در عهد اسلامی به صورت رسمی درآمد ، بنام های « پارسی » ، « پارسی دری » ، « فارسی » و« فارسی دری » می خوانند .

زبان پارسی نو که بعدها ، جنبۀ درباری و اداری یافت ، زبانِ شعرا و ادبا گردید و نویسندگان و شعرایی همچون رودکی ، فردوسی و ..... بدین زبان شروع به سرودن شعر نمودند و آثارِگران بهایی ، به این زبان پدید آمد و امروزه ادبیاتِ پارسی ، بخصوص شعر پارسی ، در ادبیات جهان مقام والایی دارد .

ب ــ زبان آسی :

این زبان که زیر شاخه یی از زبان آریایی کنونی میباشد ، زبانِ رایج نواحی قفقاز است .

ج ــ زبان پشتو ( پختو ) :

این زبان ، زبان محلی مردم مشرق و جنوب افغانستانِ فعلی و ساکنانِ مرز های شمالی پاکستان میباشد .

زبان پشتو که خود زیرشاخه یی از زبانِ پارسی نو است متأثر از زبان های عربی و اردو  بوده و این زبانها نفوذ زیادی در گویش این لهجه دارند .

در پایانِ سخن ،یک بار دیگراز « اوستا » و ارزشِ تاریخی آن برای سرزمینِ کهنِ و باستانی آریانا ، یاد کرده و در این مورد به بحث می نشینیم :

اوستا از نظر تاریخی برای کشور ما بیشترین اهمیت را دارد چون در این اثر معتبر تاریخی ، آریانــــا به شانزده بخش ، تقسیم گردیده و در این تقسیم بندی از بلخ « بخدی » ، بدخشان « راغا » ، هرات « هریو » ، هیرمند « هراویتی » و ارغنداب « هیتومنت »نام برده شده و نام این سرزمین را « آریانا » ، مردمش را « آریایی » و زبانش را«اوستایی» نامیده است .

نتیجه اینکه قدیمی ترین نامِ این مرز و بوم که از عهدِ اوستا یعنی یکهزار سال قبل از میلاد مسیح تا قرنِ پنجم میلادی ، به مدت یکهزاروپانصد سال بر این سرزمین اطلاق می گردیده « آریانا » میباشد .

در قرن پنجم میلادی ، نام « خـــراسان » به معنی مطلع آفتــــاب ، جهتِ نامیدنِ این کشورِ پهن آور، برگزیده شده که تا قرن نوزدهم میلادی ، به مدتِ پانزده قرن ادامه داشت .

در اوایلِ قرن نوزدهم ، خراسان جایش را به اسم تازه یی سپرد که آنرا «افغانستان» نامیدند . اگر به تاریخ مراجعه شود می بینیم که  در اواخر قرن دهم میلادی کلمۀ « افغان » معرب کلمۀ « اوغان » در موردِ قسمتی از قبایل پشتون « پختون » ، در آثارنویسندگـــــان اسلامی پدیدار گشت و در قرن هجــدهم در برگیرندۀ تمام قبایل پشتــون گردید .

در قرن نوزدهم میلادی و در زمان زمامداری پشتون ها ، پسوندِ « ستان » به این کلمه اضافه شده و به عنوانِ نـام رسمی کشور ، جانشینِ اسم خــــراسانِ بزرگ شد .

با عرض ادب

مهندس شاه امیر فروغ

اگست 2008 میلادی

مآخذ :

 1 ــ جلد اول کتاب افغانستان در مسیر تاریخ ــ زنده یاد میر غلام محمد غبار .

 2 ــ تاریخ ادبیات ایران ــ دکتر صفا .

 3 ــ زبان ها و لهجه های ایرانی ــ دکتر یار شاطر .

 4 ــ مقدمۀ برهان قاطع ــ پور داوود .

 5 ــ مقدمۀ فرهنگِ فارسی یکجلدی معین ــ زنده یاد دکتر محمد معین .

 6 ــ یادداشت های شخصی نویسنده از مراجع مختلف .

امام اعظم رح چگونه شخصیت بود؟

2009-01-24 16:41

 

برگردان:دکتر صاحبنظر مرادی:23جدی1387

امام اعظم (رح) وهویت ملی

نویسنده:  امام علی رحمن رییس جمهور،جمهوری تاجیکستان

از روزنامه جمهوریت،ارگان نشراتی حکومت تاجیکستان

در تاریخ ملی وپر غنای تمدن خلق تاجیک، بخصوص دوره اسلامی آن شخصیتها ونوابغ زیادی ظهور نموده اند. که در تشکل وتکامل فرهنگ، هویت واصالت ملی نقش بی نظیری را بجا گذاشته اند.از برکت زحمات وکارنامه پر وسعت وبشر دوستانه آنها سرشت فطری وهویت تاریخی وفرهنگی ملت ما حفظ شد وبرای انکشاف آینده آن زمینه های مناسبی  بوجود آمد. هر قوم وملتی به ارزشهای تاریخی خود همیشه نیاز مندی  دارد.واز این ارزشها پیوسته وعاقلانه برای تربیه اخلاقی و معنوی نسلهای آینده استفاده میگردد. با رایج گردیدن دین مبین اسلام، برای خلق تاجیک روزنه ای به جهان دیگر گشاده شد،و فرهنگ ملی با فرهنگ اسلامی آمیزش رنگینی پیدا کرد. ارزشهای تاریخی خلق تاجیک به نوبه خود، فرهنگ اسلامی را بازهم غنی گردانید. در امرخیر ایجاد این ارزشهای ملی وتاریخی  فرزندان بزرگ خلق تاجیک- امام محمد اسماعیل بخاری،آل برمک،یعقوب وعمرولیث صفاری، طاهر پوشنجی ،آل سامان بخصوص نماینده این خاندان با فضیلت، اسماعیل سامانی نقش برجسته وبرازنده ای دارند. درین سلسله زرین فرزند فرزانه خلق تاجیک امام ابوحنیفه نعمان ابن ثابت که بنام" امام اعظم" شهرت دارد، نیز مقام خاصه ایرا صاحب میباشد. کارنامه این شخصیت بزرگ ونابغه اصیل در دنیای علمی ومعانی تا به هنوز اسرار زیادی نا گشوده دارد،که پژوهش دامنه داری را تقاضا میکند. تا امروز روی مسایلی چون: وطن اجدادی ،نسب وکنیه امام اعظم بحث ومناظره ها ادامه دارند. تاکید این حقیقت به مورد است که اکثر مولفین پیشین ومحقیقن معاصر اعتراف میدارند،که امام اعظم بدون شک وشبه اصلا تاجیکی از سرزمین تمدن خیز خراسان بزرگ،صحیح ترگوییم از شرق این خطه بزرگ بوده است،که درآنجا اجداد اصلی تاجیکان زندگی داشتند وفرهنگ پربار جهانشمولی را ایجاد نموده اند.

مهمتر از همه عصرهای (5 و6) میلادی مرحله ای بود که درآن روند انکشاف تمدن خلق تاجیک وسعت تازه ای گرفته بود.امام اعظم واهل خانواده اش از اشراف زاده گان تاجیک محسوب میگردید.طبق اسناد تاریخی این خانواده شریف وبانفوذ در خطه کابلستان تاریخی یابامیان زاده شد ومطابق بعضی معلوماتها در مرو یا شمال باخترهم اقامت داشته است. بعد از آنکه فتوحات اسلامی به شرق خراسان توسعه یافت،در آغاز سالهای شصتم قرن هفتم میلادی کابل فتح گردید. بر اثر این تحول بابای ابو حنیفه- مرزبان، سرور با نفوذ قوم،اسیر گرفته شد.ولی او بعدا به شرافت دانش وخرد بزرگش سزاوار عنوان مولای قبیله عربی بنی تیم گردید. قابل ذکر است که این خاندان با وجود شرایط نهایت نا مساعد ونا گوار روزگار، خردمادرزادی وازلی را درضمیر خویش محفوظ داشت. چنین برخورداری از معرفت تا بدورانی ماندگار شد،که فرزند مرزبان،ثابت به کوفه نقل مکان نمودودرین شهر فارس تباران زیسته و ثروتمند گردید. ابوحنیفه هم سرمایه علمی برداشت و هم سرمایه مادی. قابل ذکرست که درین شهر، آریایی تباران زیادی عمر بسر میبردند. همین بود که روز وروزگاراین مردم به تقویت اصالت وهویت قومی وتاریخی خاندان ثابت نیز مساعدت نمود.

بایست تاکید کرد، که سالهای (60-90) عصر هفتم برای دین مبین اسلام دوره نهایت حساس بود.خلافت عرب به بزرگترین دولت زمان تبدیل یافت،که آن قلمرو وسیع مضافات ومناطق پیشرفته سراسر جهان را فراگرفته بود.اکنون بنا بر تحولات اجتماعی ضرورتی پیش آمده بود که پهلوهای زیاد روزگار مردم به نظم آورده شوند. چنین رسالت را تنهادین مبین اسلام با مقرراتی شرعی خود درهمان دور به انجام رسانیده میتوانست. بنابرین آن به آزمایش وامتحان بزرگ مواجه گردید. درین مرحله کتاب آسمانی قرآن کریم واحادیث نبوی دستور بزرگ زندگی مسلمانان بودند، ولی گذشت روزگار مسایل زیاد ونو به نوی اجتماعی را درپیش روی انسانها قرار میداد. یعنی نظام جامعه پیوسته اصلاحات وتکامل را تقاضا داشت.بی سبب نیست که مبارزه دینی، معنوی ،سیاسی و اجتماعی جریان گرفته،در نتیجه کلام ،فلسفه وتصوف ظهور نمودند.

در چنین دوران سرنوشت ساز در روز اول بهار- نوروز عجم در خاندان ثابت فرزند یگانه وصالحی بدنیا آمد،که اورا "نعمان" نامیدند.این طفل معصوم که از ابتدا خوش منش وجسور بود،بصورت هوشمند وآزاده بکمال میرسید. قرآن کریم را در ایام نورستگی خود حفظ کرد وعلوم دیگر را از استادان معروف وفاضل دورانش فرا گرفت. بعدا شغل اجدادی را پیشه نمود.در پانزده سالگی همراه قبله گاه خود به زیارت خانه خدا مشرف شد. در فاصله این فرصت مناسب با یکی از اصحاب حضرت رسول اکرم(ص) ملاقات نمود واین صحبت مفید اورااززمره "تابعین" گردانید. آموزش فراگیر درنزد فقیه مشهور حماد بن سلیمان اورا به مرتبه بلندی رسانید. بزودی درزندگی او چرخش قطعی رخ داد.:اوزندگی خودرا تماما به آموزش علوم اسلامی بخشید. میدان اصلی آموزش وتلاشهای او"کلام" بود.  این زمانی بود که بحث کلامی محور تلاشهای علمی وعقلانی علما محسوب میگردید. اهل علم ومعرفت درمحفلهای خویش تحقیق کلام را به موضوع اساسی بحث ومناظره خود قرار میدادند.ابو حنیفه درین بحثها  شرکت مینمودونقش بکر وفعال وسخن قطعی خودرا داشت. همین بود که در مدت کوتاهی بلند ترین مقام علمی راکسب نمود. بخش عمده آثار امام  اعظم موضوعات کلامی را در بر میگیردو اولتر از همه نیروی بزرگ تفکر کلامی اورا افاده میکند. استادش حماد قبل از وفات خود سروری حوزه علمیه کوفه را به ابو حنیفه واگذار نمود. ازین پس دوره کمالات ایجادی امام اعظم فرارسید.که درآن ایام بیش از 700 نفر شاگرد داشت.

امروز زمانی فرا رسیده است،که اندیشه ها وعقاید کلامی این متفکر بزرگ اسلام مورد آموزش وبررسی عمیق وهمه جانبه قرار گیرند.این وظیفه شرافتمندانه محقیقان امروز وآینده است. ماباید میراث معنوی گذشته شخصیتهای برومند علمی،دینی،ادبی،سیاسی واجتماعی خلق خود را  خوب بشناسیم وبا استفاده از آثار غنی وبا ارزش آنها جامعه امروز را در روحیه احترام به گذشتگان تربیه کرده وبدینوسیله یک دولت آزاد،آباد وعاری از تعصب واختلاف ایجاد نماییم. جهان معنوی جوانان خودراغنی سازیم، زیرا آینده کشور ودولت به شخصیت،دانش،جهان بینی وخود شناسی ملی آنها سخت وابسته میباشد. به اعتراف همه گان میدان اصلی کارنامه بزرگ وتاریخی امام اعظم فقه، یعنی علم شریعت بوده است. توجه ورجوع اوبه فقه امر قانونی بود:با فراگیری عمیق وکامل علوم اسلامی او واضحا درک نمود که فقه طرز صحیح ودرست معیین نمودن وتطبیق ساختن احکام قرآن وسنت رسول اکرم(ص) در حیات امت اسلامی میباشد ،که با انبوه عظیم وروز افزون مسایل،مشکلات وپیچیدگیهای اجتماعی وعقیدتی- فکری روبه رو بود وبدستور صحیح نیاز داشت.

طبیعیست که منبع اساسی وبنیادی نظام فقهی اسلام احکام قرآن کریم بود،که چارچوب شریعت اسلامی را معیین میسازد.ولی شناخت ودرک صحیح آن جدوجهد واقعی وپیوسته را تقاضا مینماید.امام ابو حنیفه این امر را بهتروبیشتر از سایر مجتهدین درک نمود ودرین جاده تلاش وپیکار خستگی ناپذیری داشت. اودرین راستا از منابع زیادی استفاده نمود.از افرادآگاه آموخت.بارها با مراکز مهم علمی دینی سفر کردودست آوردهای آنها را مورد بهره برداری قرار داد. در نتیجه امام نمونه عبرت بخش، شخصیت متعهد و بزرگ ،صدیق ،خداشناس وخدا ترس گردید. او با کمال مسئولیت وصدق کامل در اساس قرآن مجید،احادیث نبوی وسنن پیامبر بزرگ اسلام(ص) رفتار واجتهاد میکرد.

حضرت امام خصلتهای حمیده ای داشت. کم سخن میگفت،آزاده وبا مناعت میگشت،مدح وخود نمایی را دوست نمیداشت. نصیحتش این بود که سلطان زمان را احترام بگذارید ودر پیشش دروغ نگویید. سخاوت پیشه باشید،از سخن حق استحاله نکنید ،هرچند در روبرویتان شاهنشاه ایستاده باشد.

امام ابو حنیفه روش دقیق واحتیاط کارانه را در مورد سنت بحیث مصدر دوم فقه اسلام همچون قانون زندگی مسلمانان انتخاب نمود.این امر قبل ازهمه بیانگر صدق قلبی اوبه سنت بود. همزمان باید در نظر داشت که آنزمان هنوز علم حدیث پوره تشکل نیافته و"حدیثهای صحیح" تدوین نگردیده بودند. علاوه برآن در شرایط شدت روز افزون مبارزه سیاسی ومخالفتهای دینی امکان عملی تغیر وتعبیر ناصحیح وتحریف احادیث موجود بود.

طوریکه معلومست، اجماع همچون حکم دسته جمعی مجتهدین پس از احکام قرآن وحدیث، سر چشمه سوم فقه اسلامی دانسته میشود.اما روند اعتباری مستقل شرعی کسب نمودن آن خیلی پیچیده بود واین پدیده در شرایط برخوردهای شدید فکری آنزمان جریان داشت. درین راستا مسایل زیاد،قبل از همه معیار واضح و حقیقی اجتهاد،صفات مجتهد،حد رای،تهیه وتصویب اجماع از موضوعات بحث بر انگیز طولانی بودند.اجماع در نوبت خود در شکل گیری ورشد فقه اسلامی همچون نظام فراگیر وموثر حقوقی نقش با ارزش وتاریخی داشت.اجماع به رشداندیشه اسلامی مساعدت نمود،روحیه ایجاد وخلاقیت را تقویت بخشید،بنیاد علمی وعقلانی نظام فکری اسلام را نیرومند ساخت.سازندگی،پیشرفت ورشدرا به سمتهای مهم زندگی اجتماعی مسلمانان تبدیل نمود.ازینجهت خدمت ابوحنیفه در موردآنکه به اجماع ازحیث اعتبار همچون سرچشمه قانونگذاری اسلام مقام مستقل داده است، خیلی بزرگ میباشد. برای ما معلومست که تمدن اسلامی در عصرهای نهم ودهم رشد ونمو یافته،جامعه اسلامی به جامعه پیشرفته جهانی تبدیل گردید.درهمین رویه اجماع مورد استفاده وسیع قرار گرفته بود و"درهای" اجتهاد باز بوده اند.

بخش فعال ونیرومند جامعه ارزشهای بزرگ پیشینه وزمانه راهضم کرده و درتلاش تامین مقام پیشاهنگی خود بود،ولی این واقعیت رانمیتوان نادیده گرفت که اجماع با مشکلات معینی عینی وذهنی مواجه بود.

اولا، بنا برحساسیت مسئله های دینی، دستیابی به اجماع دینی امر نهایت مشکل بود.بخصوص در دورانی که صحابه کرام وتابعین فعال واعتبار دینی واجتماعی آنان واضح ومسلم بود.

دوم، دایره مسایل وموضوعات اجماع نسبتاً محدود بود.

سوم، تطبیق وعملکرد اجماع برای امت اسلامی بنابر گسترش قلمرو اندیشه وشدت روز افزون اختلاف وضدیتهای عقیدتی- فکری واجتماعی یکسان وعمومی نبود.

چهارم،  تشکل اجماع بصفت یکی از مهمترین سرچشمه های  فقه اسلامی درشرایط پیدایش وشکلگیری رویه های مفکوروی(کلام وفلسفه) وساحات مهم علوم سنتی بشمول تاریخ،جغرافیه،نجوم،ریاضیات،طب وغیره جریان میگرفت.این امر البته به مضمون،چارچوب موضوعات وخصوصیتهای اجماع تاثیرات عمیق داشت.

پنجم، اجماع افاده واضح ضرورت تاریخی وحیاتی پاسخ گفتن به تحولات وتغیرات وپدیده های نوین اجتماعی بود،که آنها مضمون پیچیده وناروشن داشتند واین امر تعبیر وتوصیف عینی آنها رامشکل میساخت.با توجه درعوامل ذکر شده وتقاضای روز افزون جامعه امام ابوحنیفه بیش ازپیش به استفاده از سرچشمه  دیگر فقه اسلام-  به قیاس دست زد.در همین زمینه قیاس به میدان فراختر ووسیعتر استفاده از دلایل منطقی وعقلانی تبدیل یافت.

ازهمین دوره ببعد از چهارسه حصه دانشهای مربوط به فقه،که ازقرآن وسنت گرفته شده اند، به اندیشه های امام اعظم مربوط میباشند. طوریکه انتظار میرفت قیاس مورد بحث وحتی اختلاف وضدیت گروههای داری نظرات خاص وشناخت دگماتیستیکی از هستی گردید،که درحل وفصل مسایل فقهی آنها اصلاً جانبدار استفاده تقلیدی وظاهری احکام قرآن واحادیث بوده اند. قیاس با احکام ونکاتی پیوند طبیعی ومنطقی داشت.مسایلی که درحل وفصل آنها قیاس مورد استفاده قرار میگرفت،ذاتا دارای خصلت ومضمون مشترک،مشابه وگذشته ازین به عملیه اجتماعی نهایت نزدیک میباشند. بخصوص باید تاکید نمود،که سرچشمه بنیادی واصلی قیاس احکام قرآن واحادیث پیامبر اکرم(ص) میباشد. قیاس پیوند ذاتی واصولی آنانرا حفظ نموده همزمان تابشها ومرکبات ساختاری اجتماعی بشررابیشتر وبهترمد نظر میگرفت ودر تنظیم پهلوهاو بخشهای پیچیده آن نقش مو ثر کسب مینمود.

پیوند عمیق و روز افزون قیاس در فقه اسلامی تدریجا به آن مساعدت کرد.که نظام تشکل یابنده فقه خصلت نسبتا وسیعتررا کسب نماید.به شرافت آن تمدن اسلامی نیروی عظیمی گرفته،وآثار وارزشهای بزرگ بشری رابخود جذب نمود.

  امام ابو حنیفه با نبوغ وذکاوت فکری خویش بدرستی دریافت که، عرف وعادت وعنعنات مردمی نیز میتوانند سرچشمه موثر تنظیم زندگی وعموماً اجتماعیات انسانها گردند. این ارزشها حاصل تجربه طولانی بوده در مسیر تاریخ با ذکاوت و خرد انسانی و تحمل پذیری اجتماعی آن تکمیل یافته اند. طبیعیست که مضمون تاریخی اجتماعی و معنوی آنها مرکب و بعضاً ضدیت ناک است. این اصل مضمون واقعی و واضح انسانگرایی دارد. آنها در مفکوره تاریخی و جهان شناسی اجتماعی ملت و خلقیتها مقام با ارزشی را صاحب میباشند.

این واقعیت مهم بود که،معیار وارزشهای آنهااکثرا با اصول وارزشهای ادیان بزرگ جهان،وقبل از همه دین مبین اسلام مطابق داده میشدند.با درک وشناخت واضح این امر امام اعظم کاربرد واستفاده وسیع این نهادهای موثر اجتماعی را صلاح ومطلوب میدانست.قابل ذکر است که این امر عامل نهایت مهم تشکل وگسترش مذهب حنفی گردیده و موجب تبدیل یافتن آن به بزرگترین مذهب در دین اسلام گردید. کاربرد وسیع اصول ،شیوه ها ونهادهای مذهبی امام اعظم در چارچوب مکتب فقهی او نقش موثر وطولانی داشت.تشکل چنین مکتبی ازخدمات تاریخی امام اعظم است. شاگردان ونماینده گان معروف آن،قبل از همه امام ابو یوسف وامام محمد شیبانی در گرد آوری وشکل دهی وگسترش نظام عقیدتی وفکری او نقش بزرگی داشته اند. به شرافت این خدمات آنها این نظام حفظ شد،پابرجا ماند وتکامل یافت. همزمان نقش آنها دررشد اساسات فقهی وبخصوص تطبیق عملی اصول نهاد های آن در ساحات گوناگون زندگی اجتماعی،تاریخی ومعنوی نا ستردنیست.تشکل وتحول تاریخی مذهب حنفی به ضرورت تنظیم بهتر ووسیعتر امور اجتماعی وابسته بود.این نیاز تاریخی تدوین احادیث صحیح را امر واقعی نمود.که نتیجه مطلوب آن سلسله ای کتابهای جامع حدیث صحیح بود. نمونه برجسته آنها "جامع الصحیح" فرزند بزرگ خلق تاجیک امام اسماعیل بخاری(رح)  میباشد. این واقعیت را نباید فراموش نمود،که اکثر مرتبان وتدوین کننده گان مجموعه های معتبر واعتراف شده احادیث صحیح نماینده گان خلق تاجیک بوده اند. تدوین این مجموعه ها بنیاد دینی- حقوقی فقه اسلامی وبخصوص مذهب فقهی امام ابو حنیفه را بصورت جدی تقویت بخشید. مواخذ گوناگون تاریخی گواه اند که،امام اعظم ومذهب فقهی اودر حفظ وتقویت اصالت قومی- ملی ،هویت تاریخی وارزشهای فرهنگی خلقهای شامل خلافت اسلامی نقش بزرگ تاریخی داشته اند. اگر امروز خلقهای مسلمان دارای اصالت وهویت تام،زبان ،فرهنگ،عرف وعادت وسنن وعنعنات خاص ناتکرار تاریخی فعایت با ثمر وسازنده داشته باشند، پس درین امر خدمات ارزنده این بزرگمرد ومذهب او خیلی خوب واضح میگردد.

خدمات امام اعظم بخصوص در حفظ وتقویت اصالت تاریخی وفرهنگی مردم مابیسابقه بزرگ وشایسته قدردانیست.دوره زنده گی امام اعظم وتشکل مذهب فقهی او مرحله تاریخی نهایت حساس ونازک به شمار میرفت. این دوره ای بود که زمینه های مناسب برای تشکل وانکشاف دولتداری ملی موجود نبود. اصول وارزشهای ملی باسبب رواج سیاست افضلیت خواهی وماهیتاً امپراتوری خلافت عملا ردمیشدند.جریانها وسازمانهای افراطی وتند رو دینی فعالیت گسترده ای داشتند. حلقات بزرگ اشراف واعیان محلی اصول وارزشهای فرهنگی حاکم را پذیرفته اصالت ملی- تاریخی خودرا از دست میدادند.اصالت خلقهای باستانی وصاحب تمدن به سرعت کاهش مییافت. فقط چند عامل،پیش از همه شیوه های استوار فرهنگی- تمدنی وگسترش و تقویت حرکتهای آزادیبخش وحفظ اصالت تاریخی مردمان تابع خلافت مساعدت مینمودند.در چنین دوران حساس امام ابو حنیفه زبان مادری خود- (فارسی-دری-تاجیکی)را همچون زبان دوم عبادت دینی،فعالیتهای فرهنگی واجتماعی جایز دانسته بخاطر حفظ ونگهداشت آن اساسهای شرعی را تامین نمود. این خدمات تاریخی امام اعظم اثبات واضح آنست که اسلام به زبان همچون زیر بینای اصلی هویت وهستی ملتها مخالفت ندارد. ملت ما باارشاد ورهنمایی چنین نوابغ وبزرگان خود زبان را همچون گوهر نایاب دریافت وآنرا با وسایل امکان پذیر حفظ نمود.رونق بخشید وشهره آفاق نمود.

مقام بلند کسب نمودن زبان تاجیکی(فارسی دری)عامل تقویت خودآگاهی وانکشاف فرهنگ وتمدن مردم تاجیک گردید. قابل تاکید است که پیروی خلق تاجیک از مذهب حنفی باعث تحکیم وحدت واتحاد آنها گردیده به گسترش جریانهای تند رو وافراطی،سازمانها ورویه های افراطی مانع گردید. امام اعظم میفرماید که،یگانگی پندار،گفتار وکردار اهل جامعه شرط بقا وهستی هر ملت است. زیاده از آن مذهب حنفی بعضی ارکان وعناصر هویت وسیرت پاک ملی ،قبل ازهمه حسن همسایگی وهمکاری،تحمل پذیری ومهمان نوازی،اعتدال ودانش اندوزی را تقویت بخشید.مذهب حنفی با روح ومضمون هستی تاریخی خلق ما سازگار افتاد.

طوریکه معلومست،مذهب حنفی محض توسط فرزندان فرزانه ورسالت پیشه سرزمین خورشیدی خراسان در پهنای وسیع آسیای مرکزی،آسیای خورد،غرب چین وهند تاریخی،بعداً توسط آن دربخشی از آسیای جنوب وشرقی گسترش یافت ومذهب حاکم گردید.تا کنون در مصر وسوریه،اردن وعراق ودیگر کشورها هنگام دادن فتوا از احکام مذهب حنفی استفاده میبرند. مقام ارجمند حنفیه سببگار آن شد که عنعنات،رسم وآیینها،ارزشهای پسندیده ملی،معیارها وارکان ساخت اجتماعی جامعه سنتی تاجیکان(بخصوص تحمل پذیری،فرهنگ همکاری،حسن معاشرت وروابط حسنه اجتماعی)و عنعنات دولتداری ما در مناطق تاریخا مهم جهان توسعه یابند. به برکت این روند زبان تاجیکی،زبان اصلی اداره،فرهنگ،ادب ومعاشرت بین خلقها و اقوام شمال ومرکز هند تاریخی گردیدواین مرتبه والای خود را بمدت تقریبا 700 سال حفظ نمود.ادبیات تاجیکی وفارسی درین خطه باستانی به اوج خود رسید وهند تا آغاز قرن بیستم مرکز معروف ادب وفرهنگ تاجیکی بود . شاعران برجسته تاجیک زبان هند- امیر خسرو دهلوی،میرزا عبدالقادر بیدل،زیب النسای مخفی،میرزا اسدالله غالب ومحمد اقبال لاهوری افتخار ادبیات عالم شمول وغنامند ما میباشد.

علوم اسلامی،مکتبهای کلامی،طریقتهای تصوفی وسایر ارکان تمدن اسلامی از خراسان بزرگ در کشور هندنیز پهن گردیدند. درین زمینه علوم اسلامی،تصوف وادبیات عارفانه بزودی رشد وسیعی یافت.نتایج عملی آن بعدا درخراسان وماوراالنهر مورد استفاده قرار گرفتند،برای مثال ترجمه تاجیکی قرآن کریم که از جانب مفسر ومحقیق معروف هندشاه ولی الله دهلوی در قرن هجدهم صورت گرفت.بنابر صحیح ،ساده وروان وخوش آهنگ بودنش نه فقط در هند،بلکه در آسیای مرکزی،ایران وآسیای غربی نیز وسیعا پهن گردید.گذشته ازین، آن درصدر ترجمه های زیاد تاجیکی قرآن کریم قرار گرفت ونهایت در دوران استقلالیت ملی ما تهیه وچاپ قرآن کریم به زبان تاجیکی انجام پذیرفت،که آن حالا به کتاب رویدست شهروندان تاجیکستان تبدیل یافته است .

تاریخ گواه است که عصرهای(16- 19) بنابر عوامل عینی وذهنی بخصوص هجوم پیهم قبیله های صحرا نشین از شمال،پاییین رفتن نقش ترانزیتی وتجارتی راههای خشکه بین المنطقوی وتجارتی درآسیای مرکزی، بالا گرفتن خرافات،تعصب ،اختلاف ، ضدیت وغیره دوران رکور وتنزل اجتماعی علمی وفرهنگی بودند. در چنین دوران مرکب مذهب حنفی بازبه حفظ اصالت ونجات خلقهای آسیای مرکزی مساعدت زیاد کرد. در پرتو این ارزشهای والا تمدن تاجیکان مقام بلند اجتماعی خود رادر منطقه از دست ندادوحفظ نمود. با نظر داشت چنین مقام وجایگاه مناسب مذهب حنفی بزرگمردان این دوره- ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل وعلامه احمد مخدوم دانش حمایت وپشتیبانی از مذهب امام اعظم(رح)را در مجموع رسالت با شرف خود ومسلمانان میدانستند.

دورانیکه در شرق اسلامی جریان معرفت پروری تشکل یافته، جنبشهای اصلاحات ونوسازی به ظهور می آمد وبا مرور زمان وسعت مییافت،درین دوره عیان گردیدکه مذهب حنفی بنابرروزنه گشاده ووسیع تحمل پذیری،سازگاری با دلایل ذهنی ومفکوروی،عقلانی ومنطقی وزندگی هر روزه ونیازهای اجتماعی انسان پیوند نا گسستنی داردوبه روند تغیر وتحول سریع معاصرپاسخگو میباشد، ولی با کمال تاسف بایدذکر نمود که در عصر بیستم این نیروی عظیم معنوی درسطح مطلوب استفاده نگردیده است.

در آخر عصر بیست وآغاز عصر بیست ویکم ما شاهد تحولات عظیم وبنیادی میباشیم،که مضمون نهایت مرکب ومتضاد دارد. این ظهورات به سرنوشت تاریخی انسانیت تاثیر عمیق، روز افزون وپیوسته خواهد داشت. ما شاهدآنیم که سیلاب پر تلاطم جهانی شوی در برابرجهت های مثبت خود به اصول وارزشهای اصالتی وهویت خلقها،فرهنگها وتمدنهای تاریخی تاثیر منفی نیزمیرساند.

مبارزه شدت یابنده کشورهای قدرت طلب وساختارهای گوناگون آنها برای دستیابی به منابع حیاتی واستراتیژیک،طبیعی واقتصادی برای همه کشور ها وخلقها خطر روز افزون دارد. این خوف برای کشور های اسلامی بیشترو واضحتر است،زیرااین کشورها دارای ذخایر عظیم طبیعی بوده، ودر نقاط حساس جیوپولیتیکی وجیو استرا تیژیکی دنیا جا گرفته اند. تشوش آور اینست،که در روند این مبارزه از شیوه ها ووسیله های نامشروع وتباه کن که بیرون از معیارهای بین المللی اند،استفاده وسیع میشوند. برخی از حلقات بانفوذ از نیروی گروههای تندرو وافراطی بخاطر منافع جیو پولیتیکی خودسوء استفاده مینمایند. زیاده ازآن گروههای افراطی وحتی تروریستی که بدست دیگران ساخته شده اند، درزیر نقاب دین مبین اسلام همچون وسیله تخریبکاری ضد دولتهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اند.خیلی تاسف آورست،که مقامات این دولتها تا هنوز به چنین ظهورات اعتبار جدی نمیدهند.

طبیعیست که سرچشمه اساسی رویه ها وجریانهای تندرو وافراطی مشکلات زیادی اجتماعی به شمول فقر، کم بضاعتی، بیکاری، شرایط دشوار زندگی،سطح پایین معرفت وغیره،میباشند. نیروهای معین سیاسی در داخل کشورهای نامبرده باین مشکلات جامه دینی پوشانیده، وباین اقدامشان برای گروههای نا آگاه وغرضناک میدان اعمال خرابی آوررا فراختر میسازند. در چنین شرایطی بی گفتگو اختلاف وبرخورد های دینی- مذهبی شدت میگیرند، زیرا استفاده دین به اغراض صرفا سیاسی خصوصی وگروهی عمل تاریخا آزموده شده میباشد،ولی به افتخار میتوان تاکید کرد که تعلیمات امام اعظم انگیزه هایراکه در نتیجه آنها مسلمان از روی غرض وفتنه دیگران خون برادر مسلمان خودرا میریزد،قاطعانه محکوم مینماید. اصلا میراث عقیدتی وفرهنگی ابوحنیفه در تحکیم همزیستی مسالمت آمیز تمام مسلمانان،مخصوصا تحکیم وحدت ملی تاجیکان،اهمیت حیاتی دارد.واقعا هم مذهب ابوحنیفه در طول تاریخ ودر روزگار اجتماعی مردم به عامل مهم وحدت ملی و بشری،مصالحه وتحکیم ثبات وآرامی جمعیت تبدیل یافته است. باید که ما ازین تعلیمات سازنده در اعمال روزمره خود استفاده پر ثمر نماییم.

چنانکه تاکید کردیم هنوز بعضی از دولتها ونیروهای مختلف منفعت دار،گروهها وسازمانهای افراطی با شعارهای دینی ثبات وامنیت کشورهای رشد یابنده مسلمان را زیر خطر قرار میدهند. برای پیشگیری ا زچنین پدیده های نا مطلوب،ضرور است که ازنظریات وتجربه های روز گار امام اعظم کار بگیریم.

آن گروهها ودایره های دینی که نقش بزرگ عملی مذاهب دینی اسلام را انکار مینمایند و با استفاده از موضوعات دینی فریفته سرمایه گذاری بیگانگان میشوند،در نهایت ارزشهای سنتی اسلام را نا دیده گرفته، اختلاف وضدیتهای دینی مذهبی را برمی انگیزند وکینه ،عداوت ونزاع را در جامعه بوجود می آورند.

امروز ما شاهد شدت یابی رقابت ونزاع فرهنگها وتشویق اندیشه "برخورد تمدنها" گردیده ایم.که از سوی جوانب غرض ورزان برانگیخته میشود. این پدیده در ذات خود خطر عظیم دارد، وپیشگیری از آن وظیفه هر فرد سالم اندیش جامعه میباشد . نباید فراموش کرد که برانگیختن نزاعات در زمینه های دینی ومذهبی عاقبت فاجعه ملی ببار می آورد. در چنین شرایطی برتری نیروی تحمل پرور وزندگی ساز مذهب امام اعظم کاملا واضح میگردد ومارا براه حق هدایت میکند. اندیشه های پر وسعت علمی وانسانی ابو حنیفه مارابدان وامیدارد که در چنین دوره متحول وسریع به نیروی خرد،دانش،معرفت،اصول وارزشهای زندگی ساز،گفتار وکردار مسئولانه ایشان تکیه نماییم وباکمال آگاهی ودور اندیشی بدان عمل کنیم. وسعت نظر،دید عینی وعمیق،قدرت شناخت عمده روندها وپدیده های پیچیده وپر اختلاف،روح سالم واراده متین امید مغفرت از خداوند عزوجل ،کلید اصلی توفیق وکامیابیهای نوین وآینده درخشان ما میباشد.

زندگی وکارنامه امام اعظم وتعلیمات ابد زنده اوکه پهلوهای گوناگون حیات دینی- فرهنگی کشور راچون آیینه روشن ساخته،مارا برای انجام دادن سازندگی راهنمایی میکند،  که اهمیت بزرگ حیاتی دارد.  بهره برداری درست ازین تعالیم والا در تامین پیوندهای مسالمت آمیز با نماینده گان دیگرادیان ومذاهب رسالت ملی و اسلامی ماست.خداوند کریم ورحیم هم دوست صالحان است.

در باره دانشگاه

2009-01-24 15:53

 


صفحه ی نخست > دیدگاه > چرا بدخشان دانشگاه ندارد؟

چرا بدخشان دانشگاه ندارد؟

 

 


د;

چرا بدخشان دانشگاه ندارد؟

 

ولایت بدخشان یکی از جمله ولایات فقیر اما بزرگ و پر نفوس افغانستان است که فاصله مرکز آن از کابل 600 کیلومتر می باشد. این ولایت 850 کیلومتر با تاجکستان ، 450 کیلومتر با پاکستان و 100 کیلومتر با چین سرحد مشترک دارد. دارای 600 مکتب ، 7157 صنف ، 10581 معلم( 7591 مرد ، 2990 زن ) ، 129474 شاگرد پسر ، 105475 شاگرد دختر و 103 صنف 12 می باشد وسالانه بیشتر از 3000 دختر و پسر از مکاتب آن فارغ می گردند که در حدود نیمی ازین فارغان دختر اند. بیشتر این فارغان سالانه اقبال اشتراک در امتحان کانکور را نمی یابند. زیرا طی نمودن فاصله بین بعضی ولسوالی ها و فیض آباد مدت بیشتر از طی نمودن فاصله بین کابل تا فیض آباد راطلب می نماید. در حالیکه سویه تعلیمی در بیشتر مکاتب بدخشان به علت نبود اداره سالم ورهبری قوی در ریاست معارف، انضباط و دسپلین موثر ، نبود کافی معلمین خوب و دلسوز ، کمبود مدیران خوب، از همه مهمتر نبود معاش و امتیازات کافی در سطح پائین قرار داشته و اکثر آنها نه تنها در جریان امتحان کانکور آمادگی نسبی جهت حل سوالات ندارند، بلکه شیوه خانه پری نمودن اوراق سوالات را هم نمیدانند. زیرا هئیت های کانکور که سالانه به بدخشان می روند بیشتر افراد شان خود سوادی چندانی ندارند چه رسد به اینکه شاگردان را رهنمایی نمایند.

در میان آنها اگر یک یا دونفر استاد متعصب و کوردل باشد بقیه مامورین و کارمندان خشره وزارت تحصیلات عالی اند که بیشتر نه برای اجرای وظیفه بلکه جهت به دست آوردن سفریه وکرایه به ولایت امن بدخشان می روند و از همه مهمتر اینست که در سالهای اخیر بیشتر کسانی که جهت اخذ امتحان کانکور به بدخشان آمده اند دارای تمایلات شدید شئونستی و افکار متعفن قومگرایانه وفرقه پرستانه اند. چنانیکه یکی از آن ها که بدین منظور سال 86 به بدخشان آمده بود در یکی از مهمانی های خصوصی بعد از نشه شراب گفته بود که ما از بدخشان به حد کافی محصل داریم و لازم نیست که بیشتر ازین محصل بدخشانی را جذب نمائیم.

باید هم چنین کنند بدخشانی بیچاره به جرم درس خواندن به عوض آدم کشی و ترور و مزدوری دیگران مجازات می شود. او باید درس نخواند و مکتبها را بسوزاند و مردم را بکشد تا این استاد کور دل اورا جذب دانشگاه نماید. او که از فرهنگ مکتب سوزی ومسافر کشی نفرت دارد مورد بی التفاتی قرار میگیرد.

تازه این آغاز مشکلات برای جوانان بدخشانست زیرا آنهای که اقبال اشتراک در کانکور را می یابند بعد از اعلام نتائیج با موجی تازهِ از مشکلات رو برو می شوند که بیشتر این مشکلات دامنگیر دختران بدخشانی است چونکه کارگردانان تحصیلات عالی بدون در نظر داشت شرایط موجود در کشور آنها را در مراکز تحصیلی ننگرهار ، کاپیسا ، قندهار ، بامیان ،هرات و بقیه نقاط کشورسهمیه می دهند.

اکنون بیایئد قضاوت کنیم که دختر وزیر ووالی این کشور به سواری لند کروزر دولتی ازخانه تا مکتب یا دانشگاه با بیم و ترس می رود. یک دختر فقیر با عفت وروستایی بدخشانی در شرایط کنونی چگونه جرئت نماید جهت ادامه تحصیل به کاپیسا و هرات و ننگرهار و قندهار برود؟

این در حالیست که وزارت تحصیلات عالی هم هر سال طی فرمانهای نمایشی تبدیلی از یک نهاد تحصیلی به دیگر نهاد تحصیلی را قدغن می کند که البته این فرمان ها در مواردی که پول زور یاواسطه در کار نباشد عملی می شود در غیر آن جامعه سرمایه داری را همه میدانیم که پول هر ناممکن را ممکن می سازد و هر فرمانی را نا چل می سازد. پس دختر بیچاره بدخشانی که 12 سال عمر خود را با تحمل هزار رنج و مشقت صرف تعلیم نموده است جز اینکه در خانه بنشیند چه کاری باید انجام دهد؟

در بدخشان مرکز تحصیلی جز چند دارالمعلمین نیم پی و یک شبه دانشکده تعلیم و تربیه نهاد تحصیلی دیگری وجود ندارد. جوان بدخشی یا مجبور است کورس کمپیوتر و انگلیسی بخواند تا جذب موسسه شود که بیشتر آنها در حقیقت مراکز فساد اند و شیوع اختلاس و بل سازی و غارتگری. بقیه چه کاری کنند؟ بعد ازین دوازده پاس ها را به صفت معلم هم قبول نمی کنند.

عجیب دنیای است دوازده پاس وزیر می شود ، ریس می شود ، والی می شود ، شش پاس و نه پاس دایرکتر و مینجر و کواردیناتور موسسه می شود اما دوازده پاس معلم نمی شود اینهم یک معمای دیگری در نظام سرمایه داری یا به قول کمو نیست های سابق امپریالیستی است.

در سال 1386 بیشتر از 4000 جوان بدخشانی در سراسر کشور از مرحله امتحان کانکور گذشتند که از جمله در حدود 2100 تن اقبال ورود به مراکز تعلیمی را یافتند اما 2000 تن دیگر بی نتیجه ماندند. سرنوشت اینهمه جوانان که با قبول هزاران مشقت 12 سال تمام را با شکم گرسنه و پای برهنه مکتب رفتند و در روشنای چراغهای تیلی درس خواندند چه خواهد شد؟ یک سوال در ذهن چیز فهمان بدخشان جوانه زده است که چرا دانشگاه در بدخشان ایجاد نمی شود برای ننگرهار ، بامیان ، کاپیسا ، خوست و... دانشگاه ایجاد می گردد برای بدخشان چرا نه؟ مگر بدخشان کدر کافی ندارد؟ دارد ، مگر بدخشان نفوس کافی ندارد ؟ دارد ، مگر بدخشان جزء افغانستان نیست؟ هست! پس چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

این چرا ها از تعصب و تنگ نظری نیست این بدان معنی نیست که درین ولایات دانشگاه نباشد اگر در تمام قریه های کشور دانشگاه ایجاد شود. ما خوش هستیم زیرا مانند کوردلان قومگرا ، تنظیم گرا ، فرقه گرا تنگ نظر نیستیم بلکه ما حق خود را می خواهیم. جواب واضح است مردم بدخشان در پهلوی اینکه به گفته دیگران گوسفندی؟ هستند بدخشان این سرزمین نفرین شده صاحب ندارد ، دلسوز ندارد، ریس جمهور دارد ، معاون ریس جمهور دارد ، معاون پارلمان دارد ، وزیر و معین ووالی و ریس به نرخ مندوی دارد اما صاحب ندارد، دلسوز ندارد.

حکومت محلی بدخشان اگر توان داشته باشد دروازه دارالمعلمین بدخشان را هم مانند دانشکده طب بدخشان می بندد. زیرا از رشد کدرهای آگاه و روشن ضمیر و آزاده در بدخشان وحشت دارد. چونکه موجودیت چنین افرادی گلیم کدر نماهای چاپلوس و موزه پاک را جمع می کند. فرزندان این نخبگان بدخشان یا در آنسوی مرزها تفریح می کنند یا در دانشگاه کابل درس می خوانند. پس آنها چه نیازی دارند تا در مورد بدخشان فکر کنند اصلاً تا کنون در ذهن آنها مسئله ایجاد دانشگاه در بدخشان خطور نکرده است. ما منحیث یک مسئولیت تاریخی این پیشنهاد را به دولتمردان کشور می نمائیم تا درقسمت ایجاد یک دانشگاه در بدخشان فکر کنند ودلسوزانه عمل نمایند و به مردم بدخشان پیشنهاد می کنیم که بیش ازین گوسفند نشوند زیرا گوسفند یا خورده می شود یا دوشیده اگر شیر نمی شوند گاه گاهی پوست شیر را هم به تن نمایند و حق خویش را با استفاده از شیوه های دموکراتیک و مسالمت آمیز بیگیرند که حق داده نمیشود ، گرفته می شود.

میخواهید کمپیوتر بیاموزید Do u want to learn computer

2009-01-24 14:10

 

  معلومات عمومی  در باره کمپیوتر

Installation

طريقه ثبت نمودن ويندوز XP

این طریقه وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که در کمپیوتر کدام ویندوز وجود نداشته باشد ویا ویندوزهمان کمپیوترعوارض داشته باشد.

1-     برای ثبت نمودن ویندوز XP کمپیوترخود را یک بار را روشن نماید.

2-     به مجرد که کمپیوتر را سویج نمودید داخل Setup یعنی تنظیمات شوید و برای داخل شدن به Setup  دکمه های مختلف در هر کمپیوتر موجود می باشد.

مانند:

a-      برای داخل شدن به Setup در کمپیوترهای Dell و Intel دکمۀ F2  را فشار بدهید.

b-     برای داخل شدن به Setup در کمپیوترهای Compact دکمۀ F10 را فشار بدهید.

c-      برای داخل شدن به Setup در کمپیوترهای Mercury دکمۀ Del یا F8 را فشار بدهید.

d-    و داخل شدن به Setup درکپیوترGateway دکمۀ F1 را فشارمیدهیم .

3-     بعد از آن که داخل Setup شدید گزینه Boot Sequence را در کمپیوترهای Dell ، Boot را در کمپیوترهای Intel و َAdvance را در کمپیوترهای Mercury دریافت نموده توسط Enter داخل آن شوید.

4-     وقتی که داخل آن شدید در کمپیوتر های Dell توسط دکمه + و یا - CD-Rom را انتخاب اولی قرار بدهید مانند شکل ذیل:

Ö        1- IDE CD-Rom Device

Ö        2- Hard Disk Device C:

در کمپیوترهای Intel داخل Boot شده گزینۀ Boot Device Priority را انتخاب نموده داخل آن شوید و در داخل آن انتخاب اول را دریافت نموده Enter را فشار بدهید و بعد از فشار دادن Enter آلامه CD-Rom را انتخاب نموده بازهم Enter را فشار بدهید.

5-     خوب حال که شما انتخاب اولی را CD-Rom انتخاب کردید از  Setup یعنی تنظیمات خارج شوید. برای خارج شدن از Setup طریقه های مختلف در هر کمپیوتر وجود دارد.

a-      برای خارج شدن از Setup در کمپیوترهای Dell دکمه Esc را فشار بدهید بعد ازفشار دادن دکمه Esc سه پیام ظاهر میشود.

1-     تغییرات را ثبت نموده خارج شوید

2-     تغییرات را متهرک کرده خارج شوید

3-     به Setup (تنظیمات) برگشت نماید

1-    Save changes and exit

2-    Discard changes and exit 

3-    Return to setup

 

 

 

 


 

در این قسمت پیام اولی را انتخاب نموده دکمه Enter را فشار بدهید.

b-     برای خارج شدن از Setup در کمپیوترهای Intel یک بار Esc را فشار بدهید و بعدآ بالای دکمه Exit رفته گزینۀ اولی را انتخاب نماید یعنی این گزینه را  Save Changes and Exit انتخاب نموده دکمه Enter را فشار بدهید.

 

c-      برای خارج شدن از Setup در کمپیوترهای Mercury بعد از انتخاب نمودن       CD-Rom یک بار Esc  را فشار داده بعدآ توسط این دکمه ها بنام ایروکی یاد میشود استفاده نمائید بعدن بالای Save Changes and exit رفته دکمه Enter را فشار بدهید و بعد از فشاردادن یک پیام دیگر روی صفحه ظاهر میگردد

Y or N Do you want to save the changes and exit?

در این قسمت Y را نوشته کرده Enter را فشار بدهید

6-                 وقتی که از Setup خارج شدید CD ویندوز XP را داخل CD-Rom نماید و کمپیوتر یک بار دیگر Restart نماید یعنی خاموش نموده دوباره روشن نماید.

7-                 بعد از روشن شدن این پیام Press any key to boot from CD….. یعنی

(یک کلید را فشار بدهید تا از CD کاربگیریم) روی صفحه ظاهر میشود در این قسمت بایدشما یک کلید را پیش از تکمیل شدن نقطه ها فشار بدهید در غیر آن اگر نتوانستید دوباره کمپیوترخود را Restart نماید و باز هم پیش از تکمیل شدن نقطه ها یک کلید را فشار بدهید. یعنی به مجرد که همان پیام ظاهر شد عاجل یک کلید را فشار بدهید تا کمپیوتر شروع به ثبت نمودن ویندوز نماید.

8-                 بعد از اینکه یک دکمه را فشار دادید کمپیوتر به مدت چند لحظه فایل ها را آماده ثبت نمودن مینماید.

9-                 بعد از آن یک صفحه ساکن آبی می آید درهمان صفحه قسمت پاینش این پیام ذکر شده است Enter = To install یعنی Enter را فشار بدهید تا ویندوز را ثبت نماید خوب دکمۀ Enter را فشار بدهید.

10-            بعد از Enter نمودن یک صفحه دیگر با متن بسیار زیاد روی صفحه می آید در آن قسمت دکمه F8 را فشار بدهید

11-            بعد از فشار دادن دکمه F8 کمپیوتر بخاطری دریافت نمودن ویندوز قبلی شروع مینماید و اگر کدام ویندوز پیدا شد دکمه Esc را فشار بدهید بخاطری که شما نمیخواهید ویندوز قبلی را ترمیم نماید

12-            بعد از فشار دادن Esc شما میتوانید Partition را انتخاب نموده دکمه Enter را فشار بدهید تا ویندوز در همان خانه ثبت شود.

13-            بعد از انتخاب نمودن یک Drive یعنی خانه پنچ یا سه پیام روی صفحه ظاهر میگردد

Format the partition using the Fat file System

Format the partition using the Fat file System (Quick)

Format the partition using the NTFS file System

Format the Partition using the NTFS file System (Quick)

Leave the current file System intact (No Change)

همیشه اگرهمان Drive (خانه) Format یعنی قابل ثبت کردن ویندوز شده بود پیام آخری را انتخاب نماید یعنی Leave the current file system intact را و اگر همان خانه قابل ثبت کردن ویندوز نبود پیام سومی را یعنی

Format the partition using NTFS file System را انتخاب نموده دکمه Enter را فشار بدهید.

14-            بعد از فشار دادن دکمه Enter کمپیوتر همانخانه (Drive) را امتحان نموده شروع به کاپی نمودن فایل ها میکند.

15-            بعد از ختم کاپی کردن فایل ها کمپیوتر به شکل اتومات Restart میشود یعنی به شکل اتومات یک بار خاموش شده دوباره اتومات روشن می گردد.

16-            بعد از Restart شدن کدام دکمۀ را فشار ندهید بخاطری که مرحلۀ بعدی اتومات روی صفحه می آید. وقتی که این صفحه ظاهر شد کمپیوتر به شکل اتومات شروع به ثبت نمودن مرحلۀ دومی وینوز می نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

17-            بعد از تمکیل شدن مرحلۀ بالا صفحه Regional and language Options ظاهر می شود در آن صفحه شما میتوانید لسان دری و یا کدام لسان دیگر را از طریق دکمه Customize ثبت کمپیوتر مینماید و برای ثبت نمودن لسان دری از این طریقه استفاده نماید.

a-      بالای دکمه Customize  فشار داده یک صفحه دیگر باز میشود.

b-    در صفحۀ باز شده بالای گزینه Language فشار بدهید.

c-      در آن قسمت دو اختیار به شما داده است هر دو آن را ساعت صحی (√) نموده دکمه OK را فشار بدهید

d-     بعد از چند لحظه مکس دوباره به صفحه اولی بر میگردد که در آن قسمت صرف دکمه Next را فشار بدهید.

18-              بعد از فشار دادن بالای دکمه Next صفحه روی کمپیوتر بنام

Personalize your Software ظاهر میگردد. در آن صفحه دو خانه خالی وجود دارد در خاته خالی اولی اسم خود را و در خانه خالی دومی نام شرکت یا دفتر خود را بنویسید و دکمه Next را فشار بدهید.

19-            بعد از آن در صفحه بعدی یعنی صفحه Your Product Key سریال نمبر همان ویندوز که در پوش CD نوشته شده است در جاهای خالی نوشته کرده دکمه Next را فشار بدهید

20-            بعدآ صفحه Computer Name and Administrator Password یعنی نام کمپیوتر و شفر خود را بنویسید و دکمه Next را فشار بدهید

21-            بعد از فشار دادن دکمه Next صفحه Date and Time settings ظاهر میشود در این قسمت در پایین Time Zone یعنی ذون ساعت را فشار داده وقت کابل را انتخاب نماید و باز هم دکمه Next را فشار بدهید

22-            بعد ازصفحه Date and Time Settings کمپیوتر شروع به ثبت نمودن مرحله آخری ویندوز میکند.

23-            خوب بعد ازتکمیل شدن مرحله آخری کمپیوتر به شکل اتومات Restart میشود یعنی به شکل اتومات یک بار خاموش شده دوباره اتومات روشن میشود و بعد از روشن شدن میتوانید از همان ویندوز استفاده نماید.

 ثبت نمودن ویندوز ایکسپی

 Installation Windows XP

 

Binning of Program Word آغا ز پروگرام ورد:   

Definition Word تعریف ورد:

 میبا شد که برای کارهای اداری یعنی مکتوب تویسی Officeپروگرام ورد یکی از پروگرامهای مایکروسافت

ساختن جدولها و غیراه استفاده میشود.

ما میتوانیم به چندین طریق پروگرام ورد را باز نمایم.

طریقه اول:

1-      بالای تکمه start  کلیک میکنیم.

2-      بالای all Program میرویم.

3-      و بعدآ بالای Ms. Word کلیک میکنیم.

طریقه دوم:

1-      بالای تکمه start  کلیک میکنیم.

2-      بالای Run کلیک میکنیم.

3-      و در انجا winword نویشته کرده بالای ok  کلیک میکنیم.

طریقه سوم:

اگر شارت کت آن در دیسکتاپ باشد بالای آن دو بار کلیک مینمایم.

Title Bar

 


 

معارفت با ویندوز پروگرام ورد.

 


 

Menu Bar

Formatting Bar

Scroll Bar

Rular

Text Area

Standard Bar

Status Bar

 

 


 

File – 1: اولین مینو پروگرام word میباشد.

New. توسط این کمند میتوانیم یک صفحه جدید ایجاد نمایم.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بالای New کلیک میکنیم.

3- در تسکپن بالای blank document  کلیک میکنیم.

2-Open: توسط این کمند یک مکتوب قبلآsaveشده را میتوانیم باز نمایم.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بالای Open  کلیک میکنیم.

3- بعداً مکتوب خود را انتخاب میکنیم و بالای Open  کلیک میکنیم.

 

3-Close: توسط این کمند یک فایل بازشده را می توانیم بسته نمایم.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بالای Close کلیک میکنیم.

 

4- :Saveتوسط این کمند یک مکتوب جدید ساخته شده رامی توانیم در حافظه کمپیوتر خفظ نمائیم.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بعداً یک نام برای مکتوب خود داده و بالای Save کلیک میکنیم.

 

5- Save Asتوسط این کمند یک فایل قبلآ Saveشده را به نام دیگر ودر موقعیت دیگر میتوانیم Save نمایم.

 طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بعداً یک نام برای مکتوب خود داده و بالای Save as کلیک میکنیم.

 

6- Pages Setup توسط این کمند میتوانیم حاشیه های صفحه خود را ترتیب دهیم.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بالای Page setup کلیک میکنیم و حاشیه های صفحه را ترتیت میدهیم.

3- بعدآبالای تکمه Ok کلیک میکنیم.

6-Print Preview:توسط این کمند دور نمای  مکتوب خود را می توان مشاهده نمود که بفهمیم مکتوب  مادر کدام  حصه کاغذ ویا ورق چاپ می شود.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بالای Print preview کلیک میکنیم و بعد از مشاهیده با لای Close کلیک میکنم.

 

7-Print از طریق این کمند میتوانیم موضوعات مر بوط چاپ یک سند را از جدول آن انتخاب نموده وبعد از OK نمودن صفحه Printمی شود.

طریقه:

1- بالای منیوی فایل کلیک میکنیم.

2- بالای منیوی

0-Printer Name از اینجا نام چاپگر را اتخاب مینمائیم یعنی  لست شامل نام های پرنترهای انستال یا نصب شده در کمپیوترمی باشد.

0-Paper Range:ساحه که چاپ مینمائیم یعنی(ALL)تمامی سند،(Current Page) صفحه فعلی که کرسردر آنموقعیت دارد وpages))صفحات که نمبر آنرا مشخص می نمائئم مانند صفحات (1- 10) در چاپ می آید.

0-Copies: هر چند کاپی که ضرورت داشته باشیم آنقدر شماره نمبر میدهیم.

8-SEND TO : این کمند جهت ارتباط انترنیت به کار میرود.

 

Edit Menu -2: بمعنی تغیر وتنظیم نمودن است.

   

: Undo -1عمل قبلی مارا دو باره میاورد.مثال اگر یک متن پاک میشود انرا دوباره توسط اندو بدست میاوریم.

طریقه:

1-      بالای منیوی Edit  کلیک میکنیم.

2-      بالای Undo کلیک میکنیم.

: Redo -2 بر خلاف اندو عمل می نماید.

طریقه:

1-      بالای مینوی Edit  کلیک میکنیم.

2-      با لای Redo  کلیک میکنیم.

 

 3Cut -: توسط این کمند میتوانیم یک متن را از یک جا بجای دیگر انتقال بدهیم.

طریقه:

1-      اول متن را که میخواهیم انتقال دهیم انتخاب میکنیم.

2-      بعدآ به منیوی Edit رفته و بالای Cut  کلیک میکنیم.

 

: Copy -4زمانیکه ما کاپی یک متن را ضرورت داشته باشیم از این کمند استفاده میکنیم.

طریقه:

1-      اول متن را که میخواهیم کاپی نمایم انتخاب میکنیم .

2-      بعدآ به منیوی Edit رفته و بالای Copy کلیک میکنیم.

 

5 - Office clipboard: این فرمان از تکرارکاپی کردن یک متن جلو گیری میکند.

 

: Paste - 6 زمانیکه ما یک متن را از یک محل قطع ویا کاپی مینمایم در جای دیگرآنرا Paste نمایم.

طریقه:

      1- اول کرسر خود را در جای که متن را میخواهیم اضافه کنیم قرار میدهیم.

1-      بالای مینوی Edit  کلیک میکنیم.

2-      بعدآ بالای Paste کلیک میکنیم.

Paste special –7: این فرامان یک متن را به انواع مختلف پیست یا اضافه میکند. مثال مثل یک عکس.

طریقه:

1-      اول یک متن یا چیر را کاپی میکنیم بعدآ به منیوی Edit ربته و بالای Paste special کلیک میکنیم

2-      و از انجا به هر نوع خواسته باشیم انتخاب میکنیم و بالای  Ok  کلیک میکنیم.

Paste as Hyperlink -8 این فرمان مکتوب ما را با یک فایل دیگر ارتباط میدهد.

طریقه:

1-      اول یک قسمت متن آن مکتوب را انتخاب میکنیم.

2-      بعدآ به مکتوب دیگر رفثه و بالای منیوی Edit  کلیک میکنیم.

3-      و بالای  Paste As Hyperlink کلیک میکنیم.

Clear- 4    : از این کمند در زمانیکه یک کلمه ویا متن را پاک ویا شکل ظاهری انراتغیربدهیم استفاده میکنیم.

طریقه:

1-      اول آن متن یا کلمه را انتخاب میکنیم

2-      بعدآ به منیوی Edit رفته و به کمندClear  میرویم و یکی از آن دو کمند را انتخاب میکنیم.

10 - Select All: تمام متن ویا صفحه ما را توسط این کمند انتخاب می نمایم.

طریقه:

1-      به منیوی Edit رفته و بالای Select all کلیک میکنیم.

Find -11: توسط این کمند میتوانیم یک حرف ویا کلمه را در یافت نمایم.

طریقه:

1-      اول به منیوی Edit  رفته و بعدآ بالای  Find کلیک میکنیم.

2-      و در Find What آن حرف یا کلمه را نویشته کرده بالای Find Next  کلیک میکنیم.

Replace -12: توسط این کمند به عوض یک حرف یا کلمه میتوانیم حرف یا کلمه دیگر را جابجا نمایم.

طریقه:

1-      اول به منیوی Edit  رفته و بالای Replace کلیک میکنیم.

2-      بعدآ در Find what آن کلمه یا حرف را مینویسیم و در Replace کلمه یا حرف جدید را مینویسیم.

3-      و بالای Replace  کلیک میکنیم.

Go to -13: توسط این کمند میتوانیم به یک خط  صفحه برویم.

طریقه:

1-      به منیوی Edit  رفته و بالای  Go to کلیک میکنیم.

2-      بعدآ در نمبر صفحه یا سطر را نویشته کرده بالای Go to  کلیک میکنیم.

View Menu - 3: عبارت از منظره میباشد.

Normal -1 : صفحه ما را نارمل یا عادی نشان میدهد.

Print layout -2: تمام اندازه حا شه خط را برای ما نشان میدهد. و همیشه برای مکتوب نویسی استفاده میشود.

Task pane: مینوی است که در قسمت چپ ویندوز پروگرام ورد ظاهر میشود که از آن صفحات دیگر رابدست اورده میتوانیم.  

Tool bar-3:  توسط این کمند میتوانیم تولبار ها را ظاهر و پنهان سازیم .

Document map -4: توسط این کمند عنوان چندین مضمون رادر قسمت چپ صفحه آورده میتوانیم که با کلک کردن بالای آن یکی از آن عنوان ها مضمون آن را بدست آورده میتوانیم. یعنی گفته میتوانیم که نقشه داکومینت خود را بسازیم.

طریقه:

1-      اول تمام عنوان ها را از فارمتینگ بار به heading میندازیم.

2-      بعدآ به مینوی Edit رفته و بالای Document Map  کلیک میکنیم.

3-      و بعدآ توسط کلیک کردن بالای هر یکی از آن عنوانهای که در طرف چپ قرار دارد میتوانیم مضمون انرا دست بیاریم.

Header and footer -5: توسط این کمند در قسمت بالا وپا ئین صفحه میتوانیم نمبر, نام فایل, تاریخ, وقت, نام نویسنده وغیره را اضافه نمائم. البته وقتیکه به یک صفحه میدهیم دیگر تمام صفهات اوتوماتیک میگیرد.

طریقه:

1-      بالای منیوی Edit کلیک میکنیم.

2-      و بعدآ بالای Header and Footer کلیک میکنیم و از تولبار که ظاهر میشود تهتانی و فوقانی را انتخاب کرده و بالای Close  کلیک میکنیم.

Full screen -6: مکتوب ما را در پرده مکمل ما نیتور نشان میدهد.

Zoom -7: توسط این کمند اندازه صفحه را تعین کرده میتوانیم.

طریقه:

1-      بالای منیوی Edit  کلیک میکنیم.

2-      بالای Zoom کلیک میکنیم و از انجا اندازه صفحه را انتخاب کرده و بالای Ok کلیک میکنیم.

 

Insert -4: به معنی اضا فه نمودن ویا چیزی را داخل کردن میباشد.

: Break-1 توسط این کمند از یک صفحه به صفحه دیگرویا ازیک کا لم به کا لم دیگر میرویم.

طریقه:

1-      بالای منیوی Insert کلیک میکنیم.

2-      بعدآ بالای Break کلیک کرده و از انجا یکی از اپشن ها را انتخاب کرده و بالای  Ok کلیک میکنیم.

Page number -2.توسط این فرمان برای صفحهات  خود نمبر داده میتوانیم. به مثل header and footer.

طریقه:

1-      اول به منیوی Insert میرویم.

2-      بعدآ بالای Page Number کلیک کرده و از انجا جای نمبر را انتخاب کرده و بالای Ok کلیک میکنیم.

Date and time -3: توسط این فرمان درمکتوب خود تاریخ و وقت را اظا فه میتوانیم.

طریقه:

1-      اول به منیوی Insert میرویم.

2-      بعدآ بالای Date and time کلیک میکنیم و از انجا تاریح و وقت را انتخاب کرده و  Ok میکنیم.

Auto text -4: ازطریق این فرمان میتوانیم بعضی از متن های قبلآ تیارشده را در اخیرویا شروع مکتوب یا خط خود استفاده نمایم.

طریقه:

1-      اول کرسر خود را در جای که میخواهیم میگزاریم.

2-      بعدآ به منیوی Insert میرویم.

3-      به Auto text رفته و بالای یکی از آنها کلیک میکنیم.

Symbol -5: توسط این فرمان علامات را که در کی بورد موجود نبا شد بدست اورده میتوانیم.

طریقه:

1-      به منیوی Insert  رفته و بالای Symbol کلیک میکنیم.

2-      بعدآ از انجا سمبول را انتخاب کرده و بالای insert کلیک میکنیم.

Comment -6: به معنی تفثیر میباشد که برای دادن معلومات به یک کلیمه، یک لغت ویا یک بخش استفاده می شود طوریکه کرسر را بالای آن لغت ،یا کلیمه قرار داده و Comment  داده شده را مشاهده نمایم.

طریقه:

1-      اول آن لغت را انتخاب میکنیم.

2-      بعداً به منیوی Insert  رفته و بالای  Comment کلیک میکنیم.

3-      در آنجا یک تفثیر داده و تول بار را بسته میکنیم.

 Picture -7: اگر میخواهید یک تصویر رادر صفحه پروگرام ورد شامل نماید ازطریق این کمند میتوانیم.

طریقه:

1-      اول به منیوی Insert میرویم.

2-      بعدآ به Picture  میرویم و بالای Clip Art  کلیک میکنیم برای اوردن یک عکس از البوم پروگرام ورد.

3-      بعدآ در تسکپن عکس هر چیز را که کار داشته باشیم نام انرا مینویسیم و با لای Search  کلیک میکنیم.

4-      و بالای هر کدام از آنها کلیک نمایم در صفحه اضافه میشود.

Diagram -8: توسط این کمند میتوانیم یک چارت تشکیلا تی را ترتیب دهیم.

طریقه:

1-      به منیوی Insert رفته و بالای  Diagram  کلیک میکنیم.

2-      بعدآ یکی از شکلهای دایگرام را انتخاب کرده و با لای Ok  کلیک میکنیم.

3-      و دایاگرام خود را ترتیب میدهیم به کمک تولبار آن.

Text box -9:  توسط این کمند میتوانیم در هر قسمت صفحه خود متن بنویسیم و همچنان غرض ساختن کارت وسایر کار های خورد وریزه بکار میرود.

 

طریقه:

1-      به منیوی Insert برفته بالای Text Box کلیک میکنیم.

2-      بعدآ در هر قسمت که ضرورت باشد Text Box  را اضافه میکنیم.

File -10: توسط این کمند ما میتوانیم یک فایل دیگر را بالای فایل فعلی خود اضافه نمایم همچنان گفته میتوانیم که دو یا چندین فایل ها را یکجا کرده و به یک نام حفظ کرده میتوانیم.

طریقه:

1-      به منیوی Insert رفته و بالای File  کلیک میکنیم.

2-      بعدآ فایل مورد نظر خود را هر جا باشد انتخاب میکنیم و بالای تکمه Insert کلیک میکنیم.

 

Book Mark -11: اگر ما بخواهیم یک قسمت از متن خود را یاداشت نمایم که برای پیدا کردن آسان شود از بوک مارک استفاده میکنیم.

طریقه:

1-      اول متن را که میخواهیم نشانی نمایم انتخاب میکنیم.

2-      به منیو ی Insert رفته و با لای Book Mark کلیک میکنیم.

3-      در آنجا یک نام داده و بالای تکمه  Add کلیک میکنیم.

هرگاه خواسته باشیم دوباره آن متن را پیدا نمایم البته از طریق بوک مارک پس اول به بوک مارک رفته و از انجا هر نام را که خواسته باشیم انتخاب میکنیم و بالای Go To  کلیک میکنیم.

 

 

Hyperlink -12: از طریق این کمند میتوانیم یک فایل فولدر و یا یک سایت انترنیت را با مکتوب خود ارطبات دهیم که با کلیک کردن بالای نام آن فایل یا فولدر بتوانیم خود آن فایل یا فولدر را بدست بیاریم.

طریقه:

1-      به منیوی فایل رفته و با لای Hyperlink کلیک میکنیم.

2-      بعدآ فایل یا فولدر قابل ضرورت خود را انتخاب میکنیم و Ok  مینمایم.

Format-5: این مینو در تغیر آوردن شکل ظاهری متن و مکتوب ما رول مهم دارد و معنی آن ( اسکلت ویاچوکات بندی میباشد)

Font -1: توسط فرمان فونت میتوانیم تغیرات را در شکل،اندازه،رنگ وغیره ای خط خودبیاوریم.

طریقه:

1-      اول متن خود را انتخاب میکنیم.

2-      بعدآ به منیوی Format رفته و بالای Font کلیک میکنیم.

3-      از آنجا برای خط خود اندازه ِ رنگ ِ شکل و غیره را انتخاب کرده و بالای  Ok  کلیک میکنیم.

دو کمند که شامل فرمان Font  میباشد قرار ذیل است.

Character spacing -1: توسط فرمان کرکتر اسپیسنگ میتوانیم فاصله بین کلمات وحروف را تعین نمایم.

Text Effects -2:  توسط فرمان تکس افیکتس بالای یک قسمت از متن ما میتواند اسر وارد نماید.

Paragraph -2: این فرمان برای تعین کردن مصا فه در بین پاراگرافها وسطرها بکار میرود.

طریقه:

1-      بعد از این که مضونها را نویشتیم به منیوی Format میرویم.

2-      بالای Paragraph کلیک میکنیم.

3-      بعدآ باری پاراگرافها و سطر ها فاصله را تعین کرده و بالای تکمه  Ok کلیک میکنیم.

Bullets and Numbering -3: این فرماد برای دادن شماره ویایک سمبول در شروع هر سطر استفاده میشود.

طریقه:

1-      اول به منیوی  Format رفته و بالای Bullets and Numbering  کلیک میکنیم.

2-      بعدآ از آنجا نمبر و یا سمبول را انتخاب میکنیم و بالای تکمه  Ok  کلیک میکنیم.

 

بعدآ هر بار که کلید انتر را فشار دهیم اتوماتیک یک سمبول و یا نمبر اضافه میشود.

-4.Borders and shading:از این فرمان برای دادن چوکات یا مرز برای متن ِ کلیمه ویامکمل صفحه استفاده میشود.

طریقه:

1-      به منیوی  Format  رفته و بالای  Borders and shading کلیک میکنیم.

2-      در انجا یکی  Borders است که برای دادن چوکات نه یک کلمه یا سطر استفاده میشود و یکی  page Border  است که برای دادن چوکات به مکمل صفحه استفاده میشود. یکی انها را انتخاب کرده و ترتیت میدهیم و بالای  Ok کلیک میکنیم.

Columns -5: توسط این فرمان صفحه خود را به ستونها تقسیم کرده میتوانیم که آن ستون ها میتواند مساوی ویا

غیر مساوی ترتیب شود مسلآ برای اخبار نویسی،مجله نویسی وغیره از این استفاده میشود.

طریقه:

1-      به منیو ی  Format رفته و بالای Columns  کلیک میکنیم.

2-      بعدآ در انجا هر قدر کالم که خواسته باشیم ترتیب میدهیم و بالای تکمه  Ok  کلیک میکنیم.

Tabs-6: برای دادن مصافه بین دو کلیمه بکار میرود که برای تهیه کردن لست از آن استفاده میشود.

طریقه:

1-      به منیوی Format  میرویم و بالای کمند  Tab کلیک میکنیم.

2-      از آنجا اندازه جمپ یا مسافه انرا انتخاب کرده و بالای تکمه  Ok کلیک میکنیم.

Drop Caps-7: حرف اول یک کلیمه را برابر به چند سطر میسازد.

طریقه:

1-      به منیوی Format  میرویم و بالای کمند  Drop caps کلیک میکنیم.

2-      از انجا آنرا ترتیب داده و بالای تکمه Ok  کلیک میکنیم.

Text Direction-8:  توسط این کمند متن خودرامیتوانیم راست، افقی،عمودی،وچپ جهت یا هدایت بدهیم.

البته متن باید در داخل یک بکس یا Text Box نویشته شده باشد.

طریفه:

1-      به منیوی Format  میرویم و بالای کمند  Text directionکلیک میکنیم.

2-      در آنجا جهت یا سوی متن خود را تعین کرده و بالای  Ok کلیک میکنیم.

Change Case -9: توسط این کمند حروف بزرگ انگلیسی رابه کوچک وکوچک را به بزرگ تبدیل مینمایم.

که دارای چندین کمند دیگر میباشد.

مثال:

v     Sentence case: حرف اول کلمه اول یک جمله را بزرگ و دیگر حروف را بشکل خورد میسازد.

v     Lower case: تمام حروف متن انتخاب شده را به حروف کوچک تبدیل میکند.

v     Upper case: تمام حروف متن انتخاب شده را به حروف بزرگ تبدیل میکند.

v     Title case: حروف اول تمام کلمات متن انتخاب شده را به بزرگ تبدیل میکند.

v     tOGGLE cASE : حروف اول تمام کلمات متن انتخاب شده را به کوچک تبدیل میکند.

طریقه:

1-      به منیوی Format  میرویم و بالای کمند  Change Caseکلیک میکنیم.

2-      از آنجا یکی از آن فرمانها را انتخاب کرده و بالای تکمه  Ok کلیک میکنیم.

Background -10: این فرمان برای تفیردادن رنگ صفحه پروگرام ورد ویا اوردن یک تصویر ویا یک صفحه دیزاین شده در جای صفحه سفید بکار میرود.

طریقه:

1-      بالای منیوی Format  کلیک کرده و به کمند  Background میرویم.

2-      ازآنجا هر رنگ را که خواسته باشیم بالای آن کلیک میکنیم.

در آنجا سه کمند دیگر قرار دارد که عبارت از

1-                                       More color

2-                                       Fill effects

3-                                       Printed water mark

v     اول: از  More color میتوانیم دیگر رنگها را بدست بیاوریم

v     دوم: از  Fill effects میتوانیم صفحه های دیزاین شده را بدست بیاوریم.

v     سوم: از طریق  Printed water mark یک متن یا تصویر را بشکل بیاوریم که مانند سایه ظاهر شود.

Frames -11: این کمند صقحه پروگرام ورد را به چندین صفحه تقسیم میکند ودرهر بخش آن جد اگانه کار کرده میتوانیم و جهت تغیر آوردن در مکاتیب قبلی خود درعین زمان میتوانیم تغیرات بیاوریم.

طریقه:

1-      به منیوی Format  میرویم.

2-      بعدآ بالای  Frameرفته و بالای  New Frame Page کلیک میکنیم.

3-      بعدآ توسط تولبار که ظاهر میشود میتوانیم صفحه خود را به چندین حصه تقیسم نمایم و بالای هر یکی از آنها جداگانه کار کرده میتوانیم.

Reveal Formatting: برای ما معلومات میدهد در باره اندازه خط، ،رنگ خط وشکل خط.

Object: وقتی که ما از اتوتیکس یک چیز را رسم نمایم توسط آبجکت بالای آن تغیرات آورده میتوانیم.

  : Tools Menu – 6که به معنی افزا یا اسباب میباشد.

 Spelling and grammar -1 : توسط این کمند میتوانیم املا و دستور زبان یا گرامر کلمات و جملات خود را برسی و اصلاح نمایم.

طریقه:

1-      اول به منیوی Tools رفته و بالای  Spelling and grammar کلیک میکنیم.

2-      بعدآ از انجا میتوانیم املا و گرامر مکتوب خویش را اصلاح نمایم.

Word count-2 : برای ما نشان میدهد که صفحه فعلی ما دارای چند پرگراف چند سطرع چند کلمه و چند حرف میباشد. یعنی تما کلمات حروف و غیره را برای ما می شیمارد.

طریقه:

1-      بالای منیوی Tools  کلیک میکنیم.

2-      بعدآ بالای  word count کلیک کرده و از آنجا معلومات را گرفته و بالای تکمه  close کلیک میکنیم.

: Auto Summarize-3 توسط این کمند میتوانیم خلاصه یک مضمون را مشاهد نمایم یعنی نقاط مهم یک متن یا مضمون را نشان میدهد.

طریقه:

1-      اول یک مضمون مینویسیم.

2-      به منیوی Tools رفته و بالای Auto summarize کلیک میکنیم.

3-      از انجا به هر نوع که خواسته باشیم خلاصه متن ما ظاهر شود انرا انتخاب میکنیم و Ok مینمایم.

Protect Documents -4: توسط این کمند میتوانیم یک مکتوب خود را محفوظ نمیایم تا دیگرآ

در باره بدخشان

2009-01-24 10:41

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداج

 
ولایت بدخشان:
کشور:
افغانستان
ولایت :
بدخشان    
 
فیض اباد
مساحت :
۵۴٬۰۵۹کیلومتر مربع
جمعیت :
۱۷۵۰۰۰۰
منطقهزمانی :
UTC+۴:۳۰
ارتفاعاز سطح دریا :
زبان :
دری فارسی پامیری وخی زرگرگی  ازبکی پشیی
تعداد ولسوالی ه    
ولایت بَدَخشان یکی از ولایت‌های کشورافغانستان است. بدخشان در شعرهای شاعران به کیفیت لعل خویش معروف بوده‌است. بدخشان در شمال شرقی افغانستان واقع است. این,ولایت در سال ۱۸۹۶ میان دو امپراتوری بزرگ (روسیه تزاری و برتانیا) به دو بخش تقسیم گردید. یک بخش این ولایت تحت نام بدخشان روسیه و بعدا منطقه خودگردان کوهستانی بدخشان شوروی با مرکزیت شهر خاروق به روسیه تعلق گرفت، و بخش دوم با مرکزیت شهرفیض اباد  به امارت افغانستان پیوست. روسیه و ا نگلیسی امو دریا (جیحون) را به عنوان مرز طبیعی پذیرفته و توسط ستونهای مرزی نشانه ‌گذاری شد. در سال 1917بعد از پیروزی انقلاب بلشوبکی در روسیه بدخشان روسیه به شوروی در تشکیل جمهوری شوری سوسیالیستی تاجکستان تعلق گرفت.
§==فرهنگ و نژاد== مساحت بدخشان افغانستان ۴۷۴۰۳ کیلومتر مربع بوده و جمیعت آن بالغ بر یک میلیون و هفتصدو پنجاهزار نفر است، اکثریت باشندگان این استان را تاجیکان تشکیل داده و به زبان فارسی ذری حرف می‌زنند.در بدخشان زبانهای دیگری به نام زبانهای پامیری  هنوز  هستند، و مردم به آنها تکلم می‌نمایند.مردم بدخشان دارای اصلیت آریائی بوده و از اصیلترین قبایل ساکن در افغانستان میباشند. اکثر مردم این استان باسواد بوده و به ارزشهای دینی خود سختگیر اند.
[ویرایش] جغرافیای طبیعی
بدخشان دارای کوههای بلند و رودخانه‌های خروشان است، فراورده‌های عمده این استان گندم جو جودر  جواری ، و ارزن است، از جمله میوه‌های این استان توت و چارمغز ، زردآلو، آلوبالو وسیب آن مشهور است.سیب بهارک و چارمغز سرغیلان درین ولایت از شهرت خوبی برخوردار است. بدخشان به داشتن معادن لعل لاجورد زمرد، فیروزه و وطلا خویش دارای شهرت است. عمده ترین مخزنهای طبیعی آن، در یمگان لاجورد به حجم سه صدکیلومتر طول و ۴۷ کیلومتر عرض، و معدن لعل در سرغیلان که ازان به علت عدم مشخص بودن محل آن استفاده صورت نمیگیرد، میباشد. در نتیجه برسیهای که اخیراً در مورد نفت در افغانستان صورت گرفته‌است، این استان را دارای زخایر بزرگی نفتی تثبیت نموده‌اند. این استان با جمهورهای تاجکستان پاکستان و ایالت سیانک کنک چین جمهوری مردم چین دارای مرز مشترک است.
کوه‌های مهم این استان خواجه‌محمد، هزارچشمه و سفیدخرس نام دارند. رودخانه‌های مهم آن عبارت‌اند از ذریا کوکچه واخان، انجمن  وردوج تگاب،تنکی شیوا پامیر، جرم چاهیل در سرغیلان، آغرده در غارسپان، غوری ،درواز، راغ.ولایت بدخشان ۵۳ فیصد منابع آبی افغانستان را داراست.
بلند ترین قلهِ کوه‌های هندوکش در خاک افغانستان بنام «نوشاخ» درین ولایت قرار دارد.پامیر که به نام بام دنیا معروف است، درین استان موقیعیت دارد.
دریاچه (دردری افغانستان دریاچه های مشهور ان )‌ شیوا، سرغیلان زرقل وچقمقبن نام دارند.
بدخشان از جمله ولایات افغانستان است که بیشترین قشر تحصیل کرده را در طول تاریخ داشته است. شخصیت های نامور دانش، امثال، مرزا عبدالقادر بیدل، ابوالحسن البدخش، مولانا شاه جی بدخشی، مولانا عبدالله بدخشی، جمشید خان شعله، مولانا غیاثی، صائب راغی، مصرع راغی، مولانا زیرک درایمی، و صدها دانشمند و فرهیختهء علوم اسلامی دیگر در گذشته و حال از بدخشان هستند. شخصیت های سیاسی بدخشان؛ شاه ولی خان دروازی مشاور و جانشین امان الله خان، طاهر بدخشی، استاد برهان الدین ربانی رهبر جهاد وفوماندان عــــــــبدالــــــــبصیرخــــــــــــــــالد فرما نده عمومی جبهات بدخشان و شهـــــــید عبدالعلی دانشیار دیگر سیاستمداران بدخشان قابل ذکر اند. بدخشان امروز هم دارای بزرگترین شخصیت های علمی، سیاسی، نویسندگان، مولفان و شاعران است که می توان از جمله از اشخاص ذیل نام برد: استاد نعمت الله شهرانی، استاد محمد موسی توانا، استاد بیان، داکتر قاری محمد ایاز، استاد محمد نظیف شهرانی، استاد محمد میرویس غیاثی، قاضی عبدالحق عتید، استاد عبدالباری ابراهیمی، استاد داد محمد خاشی، و دیگران... بدخشان در شعر و ادبیات در طول تاریخ و حتی امروز سر آمد روزگار است. مولانا نائل کشمی، عبدالودود نائل لاجوردین شهری، سودا، یزدان یار، واصل لطیفی، غفران بدخشی، و... از جمله شعرای معاصر هستند و صدها شاعر دیگر... یگانه طنز نویسی مشهور افغانستان «نجیب الله دهزاد» از بدخشان است. در طول هشت دهه آخر همهء قوانین اساسی افغانستان در چند دوره، تحت اشراف یک بدخشی تدوین شده است؛ شاه محمد ولی خان دروازی، عبدالله یفتلی، نعمت الله شهرانی و... بزرگترین متن روحانی تصوفی «مکتوبات امام ربانی مجدد الف الثانی» توسط دو نفر علمای بدخشان به رشتهء تحریر در آمده است. بدخشان؛ در همهء متون ادبی جهان و بویژه فارسی کهن، نسبت شهرت لعلش جایگاه ویژه داشته است و ادیبان و شعرا آن را در پهلوی عقیق یمن مثال زده اند.
[ویرایش] اماکن تاریخی
از اماکن تاریخی آن می‌توان از ویرانه‌های بهارک (که در حاشیه شهر تاریخی بهارستان و لان شی آباد شده‌است)، اشکاشم و توپخانهزیباک و مقبره ناصر خسرو نام برد.
ولایتبدخشان
مرکز
فیض آباد
ولسوالی‌ها
ولسوالی کشم | ولسوالی جرم | ولسوالی شهدا | ولسوالی کران منجان | ولسوالی زیباک | ولسوالی واخان | ولسوالی اشکاشم | ولسوالی بهارک | ولسوالی شغنان | ولسوالی کوف | ولسوالی مایمی | ولسوالی درواز | ولسوالی خاش | ولسوالی یآوان | ولسوالی راغستان | ولسوالی یفتل  ن         ولسوالی تگاب | ولسوالی سهر بزرگ | ولسوالی ارغنجخواه | ولسوالی وردوج | | ولسوالی تیشکان | ولسوالی یمگانولسوالی  خواهان | ولسوالی راغ/ولسوالی کوهستان/ ولسوالی نسی /ولسوالی شکی/
2009-01-19 12:30

Information About Badakshan English

2009-01-19 12:30

 

 

 

District map of Badakhshan Province

 in formation about Badakshanمعلومات  ذر باره بدخشان

 

Districts of Badakhshan Province

District  

Map #  

Capital  

Population[8]  

Area  

Notes  

Arghanj Khwa

6

12,000

Created in 2005 within Fayzabad District

Argo

6

45,000

Created in 2005 within Fayzabad District

Baharak

7

Baharak

14,000

Sub-divided in 2005

Darayim

6

65,000

Created in 2005 within Fayzabad District

Darwaz

1

21,000

Sub-divided in 2005

Darwazi Bala

1

11,000

Created in 2005 within Darwaz District

Fayzabad

6

Fayzabad

46,000

Sub-divided in 2005

Ishkashim

8

Ishkashim

11,000

Jurm

10

3,000

Sub-divided in 2005

Khash

10

48,000

Created in 2005 within Jurm District

Khwahan

2

Khwahan

14,000

Sub-divided in 2005

Kishim

9

63,000

Sub-divided in 2005

Kohistan

7

12,000

Created in 2005 within Baharak District

Kuf Ab

2

16,000

Created in 2005 within Khwahan District

Kuran wa Munjan

11

Kuran wa Munjan

8,000

Ragh

4

Ragh

37,000

Sub-divided in 2005

Shahri Buzurg

5

Shahri Buzurg

42,000

Shighnan

3

24,000

Shiki

6

26,000

Created in 2005 within Fayzabad District

Shuhada

7

31,000

Created in 2005 within Baharak District

Tagab

6

22,000

Created in 2005 within Fayzabad District

Tishkan

9

23,000

Created in 2005 from Kishim District

Wakhan

13

13,000

Warduj

7

17,000

Created in 2005 within Baharak District

Yaftali Sufla

6

39,000

Created in 2005 within Fayzabad District

Yamgan

7

20,000

Created in 2005 within Baharak District

Yawan

4

27,000

Created in 2005 within Ragh District

Zebak

12

Zebak

7,000

Notable people from Badakhshan

  • Prof Burhanuddin Rabbani the leader of islamic state of afghanistan

·         Badakshan is primarily bordered by Tajikistan to the north and east. A slim sliver of the province, called the Wakhan Corridor, also extends above northern Pakistan's Chitral and Northern Areas to a border with China. The province has a total area of 44,059 km², most of which is occupied by the Hindu Kush and Pamir mountain ranges.

·         Badakhshan was a stopover on the ancient Silk Road trading path, and China has shown great interest in the province after the fall of the Taliban, helping to reconstruct roads and infrastructure in the province, probably with an interest in the province's mineral wealth.

·         According to the World Wildlife Fund, the following ecoregions are found within the boundaries of Badakshan: Temperate Grasslands, Savannas and Shrublands Gissaro-Alai open woodlands--found along the Pamir River. Common plants are pistachio, almond, walnut, apple, and juniper. sagebrush. Montane Grasslands and Shrublands Hindu Kush alpine meadow--found in the high mountains in the northern and southwestern regions. Common vegetation includes meadow and birch forests. Karakoram-West Tibetan Plateau alpine steppe--found in the Wakhan corridor. Pamir alpine desert and meadow--found in the Wakhan corridor. Deserts and Xeric Shrublands Afghan Mountains semi-desert--found south of Feyzabad. Common vegetation includes thorny bushes, zizyphus, acacia, and Amygdatus. Paropamisus xeric woodlands--found in northwestern and central areas. Common vegetation includes almond, pistachio, willows, and sea buckthorn.

·         History

·         Badakhshan's name was given by the Sassanids and derives from the word badaxš (an official Sassanian title). The suffix of the name, -ān, means the region belonged to someone with the title badaxš (analogous to Azerbaijan, Isfahan, Tehran, etc).[1]

·         Badakhshan and Panjshir were the only provinces that were not occupied by the Taliban during their drive to control the country.   Prof. Burhanuddin Rabbani, a Badakhshan native, and Ahmad Shah Massoud the Hero were the last remnants of the anti-Taliban Northern Alliance during the peak of Taliban control in 2000 and 2001, and they used the province as their base of operations. The province was about to fall to the Taliban when the American invasion allowed the Northern Alliance to reclaim control of the country with the aid of American military air power and assistance.

·         The current Governor of the province is Munshi Abdul Majid. Previously, it was Sayed Amin Tareq.

.     the plice head quarters commander is Aqa noor kintooz he works for freedome and his cheif is Sayed hussain safawei .

·         Economy

[edit] People

Badakhshan constitutes a distinct ethno-linguistic and religious community. They are ethnic Pamiris who are descendant of the Iranians who had populated the region by 1000 BC. The Pamir languages spoken in Gorno-Badakhshan Autonomous Province and parts of Afghan Badakhshan belong to the Eastern Iranian branch of the Indo-Iranian language family. The main religions are Ismaili Islam and Sunni Islam. The people of this province have a rich cultural heritage, noted for its preservation of ancient forms of music, poetry and dance that have been lost in many other parts of Central Asia.

[edit] History

Badakhshan has a long history, which can be divided into two major time periods:

[edit] Early history

Badakhshan was an important trading center during antiquity. Lapis lazuli was traded exclusively from there as early as the second half of the 4th millennium BC.Badakhshan was an important region when the "Silk Path" passed through. Its significance is its geo-economic role in trades of Silk and ancient commodities transactions beween the East and West.

According to Marco Polo, Badashan/ Badakshan was a province where Balas rubies could be found under the mountain Syghinan.

[edit] Modern history

Its boundaries were decided by the Anglo-Russian agreement of 1873, which expressly acknowledged "Badakhshan with its dependent district Wakhan" as "fully belonging to the amir of Kabul," and limited it to the left or southern bank of the Amu Darya (also called Oxus). On the west, Badakhshan was bounded by a line which crosses the Turkestan plains southwards from the junction of the Kundus and Amu Darya rivers until it touches the eastern water-divide of the Tashkurghan River, and then runs southeast, crossing Kunduz, until it strikes the Hindu Kush. The southern boundary was carried along the crest of the Hindu Kush as far as the Khawak Pass, leading from Badakhshan into the Panjshir valley. Beyond this it was indefinite.

It was known that the Kafirs occupied the crest of the Hindu Kush eastwards of the Khawak, but how far they extended north of the main watershed was not ascertainable. The southern limits of Badakhshan became definite again at the Dorah Pass. The Dorah connects Zebak and Ishkashim at the elbow, or bend, of the Oxus with the Lutku valley leading to Chitral. From the Dorah eastwards the crest of the Hindu Kush again became the boundary until it effects a junction with the Muztagh and Sarikol ranges, which shut off China from Russia and India. Skirting round the head of the Tagdumbash Pamir, it finally merged into the Pamir Mountains boundary, and turned westwards, following the course of the Oxus, to the junction of that river and the Khanabad (Kunduz).

So far as the northern boundary followed the Oxus stream, under the northern slopes of the Hindu Kush, it was only separated by the length of these slopes (some 8 or 10 miles) from the southern boundary along the crest. Thus Badakhshan reached out an arm into the Pamirs eastwards - bottle-shaped - narrow at the neck (represented by the northern slopes of the Hindu Kush), and swelling out eastwards so as to include a part of the great and little Pamirs.

Before the boundary settlement of 1873 the small states of Rushan and Shugnan extended to the left bank of the Oxus, and the province of Darwaz, on the other hand, extended to the right bank. Then, however, the Darwaz extension northwards was exchanged for the Russian Pamir extension westwards, and the river throughout became the boundary between Russian and Afghan territory; the political boundaries of those provinces and those of Wakhan were no longer coincident with their geographical limits.

The following were the chief provincial subdivisions of Badakhshan, omitting Rushan and Shugnan: on the west Rustak, Kataghan, Ghori, Narin and Anderab; on the north Darwaz, Ragh and Shiwa; on the east Charan, Ishkashim, Zebak and Wakhan; and in the centre Faizabad, Farkhar, Minjan and Kishm. There were others, but nothing certain is known about these minor subdivisions.

In 1895 the Panj River was defined as part of the border between Afghan and Russian Badakhshan. Within the Soviet Union, the former Russian part was organized as the Gorno-Badakhshan autonomous oblast (province) within the Tajik SSR, later the Kohistan-Badakhshan Autonomous Province (the official name since 1994) within Tajikistan.

[edit] Geography

The conformation of the mountain districts, which comprise all the southern districts of Badakhshan and the northern hills and valleys of Nuristan (the former Kafiristan), is analogous to that of the rest of the Hindu Kush westwards. The Hindu Kush represents the southern edge of a great central upheaval or plateau. It breaks up into long spurs southwards, deep amongst which are hidden the valleys of Nuristan, almost isolated from each other by the rugged and snow-capped altitudes which divide them. To the north the plateau gradually slopes away towards the Oxus, falling from an average altitude of 15,000 feet to 4,000 feet about Faizabad, in the centre of Badakhshan, but tailing off to ~100 at Kunduz, in Kataghan, where it merges into the flat plains bordering the Oxus.

The Kokcha river traverses Badakhshan from southeast to northwest, and, with the Kunduz, drains all the northern slopes of the Hindu Kush west of the Dorah pass. Some of its sources are near Zebak, close to the great bend of the Oxus northwards, so that it cuts off all the mountainous area included within that bend from the rest of Badakhshan. Its chief affluent is the Minjan, which Sir George Robertson found to be a considerable stream where it approaches the Hindu Kush close under the Dorab. Like the Kunduz, it probably drains the northern slopes of the Hindu Kush by deep lateral valleys, more or less parallel to the crest, reaching westwards towards the Khawak pass. From the Oxus (1,000 feet) to Faizabad (4,000 feet) and Zebak (8,500 feet) the course of the Kokcha offers a high road across Badakhshan; between Zebak and Ishkashim, at the Oxus bend, there is but an insignificant pass of 9,500 feet; and from Ishkashim by the Panja, through the Pamirs, is the continuation of what must once have been a much-traversed trade route connecting Afghan Turkestan with Kashgar and China. It is undoubtedly one of the great continental high-roads of Asia. North of the Kokcha, within the Oxus bend, is the mountainous district of Darwaz, of which the physiography belongs rather to the Pamir type than to that of the Hindu Kush.

A very remarkable meridional range extends for 100 miles northwards from the Hindu Kush (it is across this range that the route from Zebak to Ishkashim lies), which determines the great bend of the Oxus river northwards from Ishkashim, and narrows the valley of that river into the formation of a trough as far as the next bend westwards at Kala Wamar. The western slopes of this range drain to the Oxus either northwestwards, by the Kokcha and the Ragh, or else they twist their streams into the Shiwa, which runs due north across Darwaz. Here again we find the main routes which traverse the country following the rivers closely. The valleys are narrow, but fertile and populous. The mountains are rugged and difficult; but there is much of the world-famous beauty of scenery, and of the almost phenomenal agricultural wealth of the valleys of Bukhara and Ferghana to be found in the recesses of Badakhshan.

jawed atefi Afghanistan Badakshan 

 

 

Visitors notice

2009-01-18 11:26

sallam dear visitors!         سلام  ذوستان عزیز  

Hey iam jawed atefi iam building this new site if u have any comments or any idea about this site please send it to  در صورت کدام نواقص به ادرس های فوق نظریات پیشنهاد انتقاد  خویش راجع به این سایت       ....فرستید از تشریف اوری   و همکاری شما قلبا تشکر       

j_atefi@yahoo.com

jawed_atefi@yahoo.com                      

jawed.atefi@moi.gov.af

0093(0)799405536                                                                                                              

                                                                                                                          

                                                                                                                                                                       

Items: 1 - 10 of 10